اتش به دره خانه مولاء بهانه بود منظور خسم کشتن بانوی خانه بود قسم به قلم که جهادش شیرین تر است
مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست تقدیم به روی ماه عالم مهدی موعود منجی تمام عالم هر که منجیست خدا یارو نگهدارش باد هم که عیسی و موسی محمد باشد طراح و نوسینده حجت اله عرفانیان مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست صد کتابو صدحدیث آئینه روی محمد علیست دره علم خدا غیر از علی نیست جانشینه مصطفا این مرتضی مولاء علیست به ابجد خانواده محترم پیامبر583 پادشاه اصلی عالم 583محمد علی فاطمه حسن حسین 583 عاشوراه 583 شبکه نور 583پادشاه اصلی عالم 583به قرارداد الله 583 اهل بیت فاطمه 583 امت اسلامی583اهل دین قرآن اسلام 583به ابجداهل دین 100+351 قرآن +132 اسلام=583 583شبکه نور 583 شبکه نور583 اهل بیت فاطمه 583 این عدد نورانی را از راست بخوان براستی شیعیان فرزندان اهل بیت محمد علی فاطمه حسن حسین 583 میشود 385 شیعه 385 74 فرقه گمراه دین اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشیدبه ابجد 245 دینه بحق الله 245 افق دین اسلامه حق245اسلامه حق245 فاطمه +علی =245 علی110+135فاطمه=245 یا اسلام محمد 245 با اسلام علی 245دین الهی فاطمه 245با اسلام علی 245 با اسلام بحق بدینه حق اللهی 245 با دین انسان 245 اهل منطقی 245بسیجیان علی 245 مقام جانباز 245دعا کنید مهدی بیاید 245 انقلابیان 245 بسم الله الرحمن الرحیم 786- 541 عمر ابوبکر =245 اسلامه حق 245حکم الهی دین الله245 فاطمه 135+110 علی=245 اسلامه حق 245 سلطان سریرولایت علی قل انماولی یکم الله علی245مدار245مراد245 ما شیعیان فقط اهل بیت پیامبر را دوست میداریم و از کفار قریش بیزاریم به ابجد با قاصبان اهل بیت 786-245 اسلامه حق 245 علی فاطمه =541 عمر ابوبکر 231 باقاصبه دین الله231 ابوبکر231 راه دزدی231 فلسفه دین الله 385شیعه 385 حرفهای حسابی 385راز اهل عالم 385فرق نمیکند که سنی بر حق باشد یا شیعه وحدت اسلام برایم مهم است و پذیرش بحق به ابجد وحدت کل اسلام 600 منهای 541 ابوبکر و عمر = 59 مهدی 59 بزودی خواهد آمد و همه ادیان را به وحدت فرا میخواند ما باید کمکش کنیم صحابه حضرت مهدی بودن زحمت داردو 202دین الهی محمد 202 یعنی علی 110+92 محمد=202 بلغ اولا بکمالهی کشف دوجا به جمالهی حسنت جمیعو خصالحی صلو علیه و آلهی حاتفی گفت دیدم من آن کتف نبی دوره خاتم تا به شانه بود علیا"علیا"یا علی دوش نبی حیدر است وارث پیغمبر است بوود نام مولاء الهی بحق که وصی مصطفی مرتضایی بت شکنی دوش نبی حیدر است وارث پیغمبر است اسلام نجاتبخش 1488 - 1202 عمر ابوبکرو عثمان = 286 یعنی 286 عید محمد علی 286 به ابجد 12منتخب12 اسلام 12 حق 12اخلاق12 نجاتبخش 12 اسلام 12 نجاتبخش 12 قلب 12هوا 12 ساعت 12 ماها 12 قلب 12جانها 12حم 12 گل گل12 دلی که نیست حب علی سنگ است چرا که نور وی و نور حق هماهنگ است مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست وصی بحق محمد سلام سَلاَمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ سلام بر جمال حیدر کرار اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش که به تلبیسو حیل دیو مسلمان نشود فتنه های دین 615-541 = 74 فرقه نه 74 ابجد سه خلیفه ابوبکر27+22 عمر+25 عثمان =74باعث 74 فرقه شدن دین شدند74والشجرتها الملعونه 74 ابجد ابوبکر 27+22 عمر +25 عثمان = 74 ان من المجرمین منتقمون 74 به هزار نام خدا قسم 1000به ابجد محمد مصطفا 92 قسم = 1092 منهای ابجد سه خلیفه کن 1202- منهای 1092 = 110مولا و مقتدای عالم علیست افتخار دین 1346- 1202= 144 ضرب 12 امام در خودش 144 ابجد آیه وعتصمو بحبل الله جمیعا" و لا تفرقو 144 گمراه دین 310 عمر 310فاسق دینه310دلیل نفاقه310 اهل نابکار310 مانع های سده دین 310مفسدین به جهان310با ارازل دینی310پلید نادان بجهانی310310مفسدین به جهان310منکر310نامردیه 310 گنه بزرگانه 310مکرن 310 کفری 310 نیرنگ310 عمر310 ابله منافقا 310جاهل منافق310عمر 310حرامیان 310گمراه دین310فاسقین 310مکاره پلید310به کاذبه منافق310جاهل منافق 310بفریبی ها310مکرن310 کفری 310گمراه دین310عمر 310منکر310 نیرنگ310عمر310با قاصب کل دین 310 بناحق پلید اهله دینه310 بیداد گرانه ابله 310 احمقان اهل دینی 310 یا وهابیه منافقه 310احمقان اهل دینی 310 فاسدان پلید دین ها 310 بمار زنگی 310کفری 310 عمر 310 310کلب کلب هار310 ابله منافقا 310نمرودی310 ناحق عالمی 310 عمر 310بمار زنگی 310منکر 310جاهل منافق 310 ابله منافقا 310 اباجهل در دین 310 ابالهبا در دین 310 اباجهل در دین 310 بیداد گران ابله 310 قاصبان بدین 310نامردیه 310 کفری 310 عمر 310 گمراه دین 310یا بلاء دین اسلام 310نیرنگ310نمرودی310 سامری310 گمراه دین310 مکرن310حرامیان 310بی ایمان دین اسلام310 عمر 310 گمراه دین 310 منکر 310 کفری 310 نامردیه 310دلیل نفاق310 عمر 310 جاهل منافق310 ابله منافقا 310 با اهل منافق 310 310اباجهل در دین 310 کفری310 احمقهای فاسد 310 منکر 310 حرامزاده پلید 310وهابی کودن دین اسلامی310 قاصبان بدین 310 رمززناه 310 گمراه دین310 کوره دینیه 310جهل عرب 310 اباجهل در دین310یا بلاء دین اسلام 310منکر 310نامردیه 310با وهابیه نادان دین حق 310 دلیله نفاق310کفری310 نیرنگ310نمرودی 310 کلب کلب هار 310 عمر 310سگ هار پلید 310 دلیل نفاقه 310 جهل عرب 310سامری310 310دائش وهابی نادان 310 اباجهل در دین 310گمراه دین 310 جاهل منافق 310 ابله منافقا310 کفری 310حرامیان 310 نامردیه 310دزدانه فدک فاطمه 310بمار زنگی 310کفری منکر 310جاهل منافق 310 نامردیه 310عمر 310یا بلاء دین اسلام 310 سگ مردها310 نیرنگ 310نمرودی 310سامری310 گمراه دین310یا بلاء دین اسلام 310 نیرنگ 310 منکر 310 کفری 310 مکرن310 خباثتی1512-1202 سه خلیفه = 310 عمر 310نامردیه 310 منکر310 کفری310نیرنگ 310 عمر310ناهنجار 310پلیدی بقاصبانی 310بوگند مردابا 310سگ مرد ها 310 کبر پلید دین 310بقلدره دینه 310احمق بی دین ها 310 جهل عرب 310 اباجهل در دین 310 گراز ناهلی 310 دزده دین اسلامی 310 نار جهیما310بدعت شیطانه 851-541= 310عمر 310 با اهل منافق 310 حرامیان 310 بمزاحم های دین اسلام 310 رزل بدینی 310 با اهل منافق 310 اهل دین دین عدوالله 310عمرفاسق دینه310دلیل نفاقه310 اهل نابکار 310مفسدین به جهان310با ارازل دینی310پلید نادان بجهانی310 مفسدین به جهان310 310فاسق دینه310دلیل نفاقه310 اهل نابکار310 مانع های سده دین 310مفسدین به جهان310با ارازل دینی310پلید نادان بجهانی310310مفسدین به جهان310منکر310نامردیه 310 گنه بزرگانه 310مکرن 310 کفری 310 نیرنگ310 عمر310 ابله منافقا 310جاهل منافق310عمر 310حرامیان 310گمراه دین310 فاسقین 310مکاره پلید310به کاذبه منافق310جاهل منافق310 310منکر310نامردیه 310 گنه بزرگانه 310مکرن 310 کفری 310 نیرنگ310 عمر310 ابله منافقا 310جاهل منافق310عمر 310حرامیان 310گمراه دین310 فاسقین 310مکاره پلید310به کاذبه منافق310جاهل منافق310بفریبیها310 مکرن310 کفری310گمراه دین310عمر 310قاصبه دین الله310 فریب کاران اهل عالمی 715 -541 فتنه ها عمر ابوبکر = 310 عمر 310 گمراه دین 310خاک عالم بر سرت کنم عمر عرعر خر هم بوود لعن عمر این نام 310چیست که عرعر میکند اهل سنت را همه خر میکندتف به روی هر کسی نادان بوود هم طرفدار ابوبکروعمر عثمان بوود عرعر خر هم بوود لعن عمر به ابجد خائنان 772-451 عمر و ابوبکر = 231 اهل بی مغز بدین 231ابوبکر 231با قاصبه دین الله 231 لانه جاسوسیه 231 قاصب ابله 231231محکومان بدین 231ادیانی جعلی باطل 231 دو رویه 231 یا ابوسفیانی 231 نفاق231 فاسق231 اهل بقاصب231یا اهل مفسد 231 اهل نامرد 231 محکومان بدین231جزو خائنان به رسول خدا بوده الله اکبر کلمات هم غوغا نموده اند به ابجد اشراردینها772-541= 231 ابوبکر231راه دزدی 231 نفاق 231 با جاهلا نادان ملحد 231 عصیان231فاسق231 قفان231. قفان در قول عمر: انی استعمل الرجل فاجر 231 یه فاجریا 231دزده دینه اسلامی 231 راه دزدی231 دزده دینه اسلامی231به دقل باز کودن 231فقان 231احمق ملحد231با ناحق دینه 231 یا ابوسفیانی 231لانه جاسوسیه231 ادیانی جعلی باطل 231 دورویه 231 با دزد گربها 231 بابی عقلیها 231عصیانی231ابوبکر231 با دینه ناحق 231راه دزدی231عصیان 231 دزده دینه اسلامی231 ابوبکر نابحق دینها 231 بااحمقی بدینه231 عمر ابوبکر 231نفاق دورویه 231 فقان 231 چاه عمیقه231 ابوبکر و عمر 541قاتلی 541 ابوبکر و عمر 541در غدیر خم دین کامل شد اکملتو لکم دینکم بعد از وفات پیامبر دشمنان دین خدا گمراه دین 310مکرن 310کفری310 ناحق عالمی310 عمر310نیرنگ 310گمراه دین 310 مکرن310کفری دزدان فدکه فاطمه310بمارزنگی310 کفری310 اهل نابکار 310بعالم بی عملی 310 پرمدعاه 310با نادان کل عالمی 310 ابله بکل عالم 310 فاسق دینه 310 پلید فاسدان دین 310 احمق ها نادان پلید 310 پلیدها احمق نادان 310منکر 310جاهل منافق منافق ابلها 310نامردیه310 کفری310عمر310نیرنگ 310 نمرودی310 حرامزاده پلید310 سامری310 گمراه دین310مکرن 310 بکج راه 231 ابوبکر231 دزده دینه اسلامی 231ابله بکل عالم 231دزدا فدک نگونه 231ابوبکر 231رکب وبا 231 احمق ملحد 231 اشراردینها772-541 عمر و ابوبکر= 231 با فاجعه جهانی 231 به لعین دین 231 ابوبکر231لعین بدین231 بکودن احمق 231 دین حرام الهی 231 نفاق 231 عصیان 231 فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم - 310 عمر =661 عثمان -231 ابوبکر =430 مقصر به ابجد (ریاست کفر )971 ظالم میباشد 971-661 عثمان = 310 عمر310 با قاصب دین الهی 310 عمر 310 منکر 310 حرامیان 310 کفری 310 عمر ابوبکر231+ 310عمر 310ناحق عالمی = 541فتنه عالم 676-135 فاطمه = 541 عمر وابوبکر فتنه عالم بودند شرم گینان 651-110 علی = 541 عمر ابوبکر رکب وبا 541 عدواهل بیت بوده اند به ابجد صغیر شیطان 22 مقصر 22 هذیان 22 عمر22شیطان 22 ابابکر22دشمن اسلام22 مجرمان 22 منافقان 22 بدبختی 22 بدیها 22 دروغ 22نیرنگ 22 کلک 22 کید 22 مکارا 22 روباه 22 ابوبکر رکب وبا من از خار سر دیوار دانستم بناحقی دو سال خلافت نکرده از دنیا رفت عمر به او سم ری سامری قوم محمد او را به درک اسفل سافلین فرستاد در طبقه سوزان جهنم که به آنجا اسفله سافین میگویند فقط شیطان نمرود شداد حامان فرعون عمر ابابکر شمر یزید معاویه و بت پرستان و قاصبان ولایت را عذاب میکنند قرار دارندهفت طبقه زیرداخل جهنم سوزان ترین جای جهنم را درک اسفله سافلین میگویند علمی فراتر از کهکشان ریاضی در قرآن به ابجد ظالم 971-430 مقصر = 541 ابجد ابوبکر عمر 541 مقصر 430+231 ابوبکر= 661 عثمان 661+310 عمر = 971 ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر 541گمراه دین بناحق دینها 541 ابجد آل سعود 171+370 شیطان = 541 مردان گمراه 541جهل عرب ابله به کل عالم 541 اباجهل در دین عقیده باطل 541کفری دین حرام الهی 541دلیل نفاق به لعین دین 541 به دقل باز کودن با قاصب کل دین541 پلید ناکسان حرامیان 541ابله منافقا بناحق دین ها 541 بی دینها احمق جاهل منافق 541جهل عرب عقیده باطل541ملحد ها یا منافق آل سعود 541شیطان آل سعود541 آفت کلی541 به نااهله منافقه آل سعود 541بانامرده اهل دین اسلامی دشمنا دین های اسلامی 541 منافق کوردلی541 ابله بشرا 541آفت کلی آفت کلی541 به نااهله منافقه آل سعود 541بانامرده اهل دین اسلامی 541دشمنا دین های اسلامی 541 منافق کوردلی541 ابله بشرا 541آفت کلی 541 با قاصب کل دین نفاق541 کافر پلید دین اسلام 541مجرمین بدین اسلام با دشمن ابله نادان 541 به نامرده ابله دین 541 بنامردان قاصب 541 نامردان اصلی دین 541آفت کلی 541انحرافه دین اسلام یا حقه بازان پلید اسلامی به نامرده ابله دین 541 عقیده باطلی نامردی 541 با منافقان ابله ملحد نادان 541دشمنه اسلامی 541کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541انحرافه دین اسلام 541
قالب وبلاگ 1
داستانهای زندگی 1
ابزار وبلاگ 1
خرید لایسنس نود32 1
بزرگترین سامانه تبادل لینک 1
بهترین ریمل - ریمل حجم دهنده و بلند کننده 1
سر دنده ال ای دی led
ردیاب مخفی خودرو

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان اسلامه حق 245 علی 110 + 135فاطمه = 245 و آدرس aaaali110.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.







نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 15
بازدید دیروز : 6
بازدید هفته : 241
بازدید ماه : 134
بازدید کل : 115975
تعداد مطالب : 437
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1



به ابجدظالم 971- 430 مقصر = 541 دشمنه اسلامی 541 کافر پلید دین اسلام 541توهین دین ها 541 بنامردان قاصب 541 مردان گمراه 541 مجرمین بدین اسلام 541 فاجران دین اسلامی 541 آل سعود 171+370 شیطان = 541 عمر ابوبکر541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی 541 مرگ کافر 541 آفتین 541 عداوتین 541 عمر ابوبکر541 فتنه ها541 آل سعود 171 +370 شیطان = 541 قاتلی 541 دشمنه اسلامی 541 اولین قاصب دینه 541 مجرمین بدین اسلام 541 بنامردان قاصب 541 انحراف دین اسلام 541 فاجران دین اسلامی 541 اولین قاصب دینه 541 مجرمین بدین اسلام 541 بنامردان قاصب 541 انحراف دین اسلام 541 فاجران دین اسلامی 541منافقان پلیده دین 541 با ناکس های اهله قرآن 541مقصرا دین الهی 541 نامردان اصلی دین 541بنامردان قاصب 541 مردان گمراه541 فاجران دین اسلامی 541 مجرمین بدین اسلام 541 دشمنه اسلامی 541 مردان گمراه 541 احمقان فاسد دین اسلام 541 کافر پلید دین اسلام 541 مقصرا دین الهی 541 بنامردان قاصب 541 مردان گمراه 541 بنامردان قاصب 541 نامردان اصلی دین 541 به اولین قاصبان احمق پلید 541 نامردان اصلی دین 541 به ابجد آفتین 541 کافر پلید دین اسلام 541آفتین 541فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541 میباشند 541احمقان فاسد دین اسلام 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 کفار پلید دین اسلام 541 با ناکسهای اهل قرآن 541 مقصرا دین الهی 541 فاسد ترین نامرد اهل دین 541 مجرمین بدین اسلام 541مردان گمراه 541 بنامردان قاصب 541 کافر پلید دین اسلام 541 احمقان فاسد دین اسلام 541مجرمین بدین اسلام 541 دشمنه اسلامی 541 ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر


 

وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:سلام بر صلابت حیدرمولاء قائم آل محمد(عج)

  نام شیعه کلا"12 باردر قرآن آمده شیعه یعنی چه385به ابجد کبیر لا اله الا الله 166+محمد92+110علی +17 نماز = 385 شیعه به ابجد کبیر و صغیر اسلام 144 ضرب 12 امام در خودش میباشد به ابجد کبیر دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم میباشداسلام 132+12امام = 144 ضرب 12 امام میباشد یعنی 114 سوره قرآن +30 جزء آن = 144 یعنی نماز 4ضربدر4 = 16+1= 17 رکعت نماز در 5 وقت بنام 5 تن آل عباء ارزش 12انسان ها 12واجب 12 اسلام 12حق 12 اسلام 12 نجاتبخش 12 هوا 12 جانها 12 آل خدا 12اخلاق12انجمن 12نجاتبخش 12 اهل 12حق 12اسلام 12مهدی قائم آل محمد {12} دین باید نشانه داشته باشه خانه بایدکلید داشته باشه دین باید کلید داشته باشد دین باید کلید داشته باشد هر دینی هر خانه ای کلید نداشت بی صاحب وبی درو پیکر است دین شیعه از نظر قرآن کاملترین دین است 196کلید اسلام 196بامذهب اسلامی196

 

 نظر الله 1216- 1202 سه خلیفه = 14 معصوم +11 امام شهید = 25 شیعه 25 والله 25 آل الله 25 شیعه 25کعبه 25 به الله 25 والله 25 آل الله 25 کعبه 25 شیعه 25دین آدم 25والله 25آل الله 25 بانام های 25باالهی 25 با آدم باشی 25 بهترها 25 
فقط نام شیعه مستقیم5بار در قرآن آمده 5ضربدر5= 25شیعه 25 آل الله 25 والله 25نام آدم 25یااسم آدم25باردر قرآن آمده اسم آدم 25 باردرقرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر

 نام شیعه کلا"12 باردر قرآن آمده شیعه یعنی چه385به ابجد کبیر لا اله الا الله 166+محمد92+110علی +17 نماز = 385 شیعه به ابجد کبیر و صغیر اسلام 144 ضرب 12 امام در خودش میباشد به ابجد کبیر دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم میباشداسلام 132+12امام = 144 ضرب 12 امام میباشد یعنی 114 سوره قرآن +30 جزء آن = 144 یعنی نماز 4ضربدر4 = 16+1= 17 رکعت نماز در 5 وقت بنام 5 تن آل عباء ارزش 12انسان ها 12واجب 12 اسلام 12حق 12 اسلام 12 نجاتبخش 12 هوا 12 جانها 12 آل خدا 12اخلاق12انجمن 12نجاتبخش 12 اهل 12حق 12اسلام 12مهدی قائم آل محمد {12}

پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به علم ریاضی قرآن ابجد فرقه25شیعه25کعبه25آل الله25تقواء 25عدالت 25آل الله25شیعه25جلوه خدا25ره حق25قرآنی25باحقی 25شیعه25اصل حق25آل الله25والله25والحق25اصل حق25خدایی25کعبه25عدالت25تقواء25کعبه25با مهدی25راستگوها25والحق25والله25ره حق25به امرخدا25والله25بهترها25اصل حق25والحق25جلوه خدا25قرآنی25ومردان25مرده خدا25خدایی25اصل حق25راستگوها25والله25خدایی25آل الله25مهندسی 25 دکترا25تقوای25به امرخدا25ومردان25خدایی 25نام آدم 25یااسم آدم25

پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به علم ریاضی قرآن ابجد فرقه25شیعه25کعبه25آل الله25تقواء 25عدالت 25آل الله25شیعه25شیعه25آل الله25عدالت25کعبه 25با مهدی25راستگوها25والحق25 والله25بامردها 25ره حق25به امرخدا25والله 25بهترها25اصل حق25والحق25جلوه خدا 25قرآنی25ومردان 25خدایی25

 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به علم ریاضی قرآن ابجد فرقه25شیعه25کعبه25آل الله25تقواء 25عدالت 25آل الله25شیعه25شیعه25آل الله 25عدالت 25کعبه 25با مهدی25راستگوها25 والحق25 والله  25بامردها 25ره حق25به امرخدا25والله 25بهترها25 اصل حق25والحق25جلوه خدا 25قرآنی25ومردان 25خدایی25راستگوها25 والله25خدایی25آل الله25مهندسی 25 دکترا25تقوای 25به امرخدا 25ومردان25خدایی25شیعه25باروح 25 قرآنی25با مهدی25باروح25قرآنی 25بااسلامی 25با مهدی25آل الله 25والله25انسانیته25باحقی 25ره حق25قرآنی 25کعبه25شیعه25والحق25آل الله25 والله25خدایی25کعبه 25 از ماست نه ازآل سقوط میکنددیگر سقوط لعنت الله علی آل سعود25ابجد شیعه و کعبه هم یکیست ضرب5 تن همان آل بخداوند25 آل الله 25 آل بخداوند25 کعبه 25شیعه 25+72=97 کعبه97 امام حسین و یارانش صاحب کعبه بودندکعبه 97ال الله97 کعبه 97آل الله بکعبه 99=196 دین اسلام196کلیداسلام 196 قلب دین 196 اسلامه مهدی196دین اسلام196اماما کل دین 196کلید اسلام 196 کلید بدین الله196 قلب دین 196 اسلامه مهدی 196 امام کل دین 196محمد 92+52 جمعه = 144 +52 = 196 دین اسلام 196 قلب دین 196 مهدی 82 امام اله الهی 82 طبیب جهان 82 82 به ابجد صغیر و کبیر 82 الم 82مهدی82 بهای دین 82+114 سوره قرآن = 196 با دادگاه دین 196 امام82 مهدی 82+114 سوره قرآن= 196 دین اسلام 196قلب دین 196 امام زمانی ها196 امام کل دین196 به ابجد کبیر و صغیر الم 82 الم 82 امام 82 مهدی 82 +114 سوره قرآن = 196 دین اسلام196به ابجد صغیر و کبیر اسلام 144محمد 92+52 جمعه سال= 144 +52 = 196دین اسلام 196 امام زمانی ها196 دین اسلام  196+166لا اله الا الله +23 مهدی = 385 شیعه385 یه شاه کلید385 اهل هنرمند385 اگر دینت کلید نداره برو بمیر هر دین باید دوسه تا کلید داشته باشه مثل خانه خدا هم کلید دارد کلید اسلام 196 ضرب 14 معصوم درخودش 196 میباشد و کلید دین 128 حسین 128 میباشد اگر توانستی به علم ریاضی ثابت کنی دینت کلید دارد385 شاه کلیدیه 385 یه شاه کلید 385شیعه یعنی دین الهی 110+135 دین الله +128 کلیددین حسین+12 امام = 385شیعه385 اهل دین الله مومن حزب الله 385 هدفها بدین اسلام 385 دستور الله 737 -541 عمر ابوبکر= 196خانواده محترم پیامبر196 دین اسلام 196 کلید اسلام 196 کلید بدین الله 196 دین شما اگر کلید ندارد حق را بپذیرید و شیعه شوید  به ابجد اسلام 132 بدین 66+66 الله = 132ادیان الله132 امام کل 132 بدین الله 132 اسلام  132 +64 دین = 196دین اسلام 196 کلید اسلام 196 کلید بدین الله 196 کلید بدین الله 196دین اسلام 196قلب اسلام196اسلامه مهدی196کلید اسلام 196بامذهب اسلامی196

 

 

 

196 امام کل دین 196 اماما بدین الهی 196دین اسلام 196ضرب 14 معصوم196 دین اسلام196 میباشد196کلیدبدین الله196+189 دین با حق =385 شیعه385  مومن الله 202 محمد علی 202 + 83 حزب الله +100 اهل دین = 385 شیعه 385 مومن الله اهل دین حزب الله 385 به ابجد اسلام 132 بدین 66+66 الله = 132ادیان الله132 امام کل 132 بدین الله 132 اسلام  132 +64 دین = 196دین اسلام 196 کلید اسلام 196 کلید بدین الله 196 کلید بدین الله 196دین اسلام 196قلب اسلام196اسلامه مهدی 196 امام کل دین 196 اماما بدین الهی 196دین اسلام 196ضرب 14 معصوم196 دین اسلام196 میباشد196کلیدبدین الله196+189 دین با حق =385 شیعه385  مومن الله 202 محمد علی 202 + 83 حزب الله +100 اهل دین = 385 شیعه 385 مومن الله اهل دین حزب الله 385

شیعه یعنی لا اله الاالله166+82 مهدی امام+ 11امام شهید = 385 شیعه 385شیعه 385شیداء 385شهید الله 385نشانه های دین الهی الله 583 اهل دین قلب قرآن 583به ابجد اسلام 132 اساس دین الله 132 بدین الله 132 +12 امام = 144 اسلام به ابجد کبیر و صغیر 144 ضرب 12 امام میباشد  مومن الله 202 محمد علی 202 + 83 حزب الله +100 اهل دین = 385 شیعه 385 مومن الله اهل دین حزب الله 385

 

 نظر الله 1216- 1202 سه خلیفه = 14 معصوم +11 امام شهید = 25 شیعه 25 والله 25 آل الله 25 شیعه 25کعبه 25 به الله 25 والله 25 آل الله 25 کعبه 25 شیعه 25  خدایا فرشته ها اینطور بودند که آدم را خلق کردی آره دیگه اعصابتو خورد کردند نظرم داره کم کم در باره فرشته ها عوض میشه چه فرشته حرف کوش کنی جریمه 5 بار همین که گفتم از روش بنوییس سعی کن یک بار بخوانی میفهمی ابجد محمد میشه 92 یعنی محمد 92 یعنی 2 ضربدر 9= 18 ذالحجه غدیر خم 92+18= 110 علی110 دین الهی 110به ابجد  محمد 92+92 = 184+12 امام =196 دین اسلام 196 اسلامه مهدی 196 امام کل دین 196دین اسلام 196 ابجد محمد میشه 92 یعنی محمد 92 یعنی 2 ضربدر 9= 18 ذالحجه غدیر خم 92+18= 110 علی110 دین الهی نگین 110دین الهی 110حامیان 110

 

الله محمد علی فاطمه حسن حسین 6 کلمه 6+5 نقطه = 11 امام شهید

  الله محمد علی فاطمه حسن حسین مهدی 7 کلمه با 5 نقطه 5+7=12 امام= نشان ها الله 473+110=583شبکه نور ابجد 5 تن آل عباء 583این عدد نورانی را از راست بخوان 583 میشه 385 شیعه براستی شیعیان فرزندان بحق اهلبیت پیامبرند

نام شیعه چندین بار در قرآن آمده 12باردر قرآن آمده حقانیت امام زمانبه ابجدمهدی 82 امام 82 مهدی هم به ابجد صغیر و کبیرمهدی 82+114 سوره قرآن = 196 دین اسلام 196 کلید اسلام 196 اسلامه مهدی 196 امام کل دین 196مهدیه 64+132 اسلام= 196 قلب دین 196 قلب دین 196امام کل دین196دین اسلام 196اسلامه مهدی  196امام کل دین 196 قلب دین 196 اسلامه مهدی 196 امام کل دین 196 آقا جانم 196اسلامه مهدی 196 امام کل دین 196 دین اسلام 196 آقا جانم 196 به ابجدکبیروصغیرالله86+110دین الهی =196دین اسلام196به ابجدکبیروصغیرالله86+110دین الهی =196دین اسلام196قلب دین196به ابجدکبیروصغیر مهدی 82+114سوره قرآن = 196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 قلب دین 196اسلامه مهدی 196قلب دین196 دین اسلام196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود دین اسلام 196  

114 سوره قرآن+52 جمعه در سال= 166 لا اله الا الله +30 روز ماه =196 دین اسلام 196 اسلام حق240 اسلام حق240+5 تن = 245 علی 110+135 فاطمه = 245 اسلامه حق 245 دین بحق الله 245 دین الهی 110+135 دین الله = 245 علی 110+135 فاطمه = 245 دین بحق الله 245 دین الهی 110+135 دین الله = 245 علی110+135 فاطمه = 245 دین بحق الله 245

196 رمز الله 313 هر سال 313 روز با 52 جمعه 313+52 = 365 روز سال 5+6+3= 14 معصوم 4+1= 5 تن آل عباء ضرب عالم امکان محمد استو جمال محمد علیست ضرب 5 تن در خودش ضرب 12 امام در خودش 144 +196 ضرب 14 معصوم در خودش ضرب 5 تن در خودش جمع سه ضرب میشود 365 روز سال بخاطر 5 تن 12 امام 14 معصوم جمع این سه ضرب هر کدام در خودش میشود 365 روز سال
مهدی 82+114سوره قرآن = 196 قلب دین196+166لا اله الا الله+ 23مهدی= 385شیعه 385یاران مهدی313+72یاران امام حسین=385شیعه385شیداء385شهید الله 385این عدد385شیعه راازراست بخوان میشه583 به ابجداهل دین 100+351 قرآن +132 اسلام=583شبکه نور 583 شبکه نور583 اهل بیت فاطمه 583 به ابجد232 کبیر 232 نفس زکیه 232+351قرآن=583 شبکه نور 583ره الهی اهل دین 583پنج تن آل عباء 583 اهل دینی بذات الله 583 شبکه نور 583 با برحق اهل اسلام محمدی 583 معما های کله قرآنی 583 سربلند اهل دینه 583به ابجداهل دین 100+351 قرآن+132 اسلام=583 عاشوراه 583 امت اسلامی 583 583شبکه نور 583 ابجد 5 تن آل عباء 583 وبرعکسش میشه 385شیعه پیامبرفرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه385 شیعه385مرد عالم385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام385شهید الله 385 شیداء385دین انقلاب اسلامی385شیعه385با آل قرآن 385 دین انقلاب اسلامی385 پادشاه دینی  385سلطان اهل بدین اسلام 385 با دین حق امام حسین 385 با آل سلطان عالمین 385 یا دین برحق 385 شیعه 385 مهدی امام حق دین ها 385با عقل کل اسلام  385یا جمال الهی  امام مهدی 385 بقبله عالم اهل دین 385 دین ناب الله محمد علی 385 با آل قرآن 385 اسلام پیامبر385 باروزنه اميد جهان385
دین اسلام 196+387 اهل قرآن =583 عاشوراه 583 امت اسلامی 583 اهل بیت فاطمه 853 ابجد 5 تن آل عباء 583  به ابجداهل دین 100+351 قرآن +132 اسلام=583 ابجد 5 تن آل عباء کهیعص 195+ 278حمعسق = 473 + علی 110 دین الهی = 583  عاشوراه 583 امت اسلامی 583 اهل بیت فاطمه 583 ابجد 5 تن آل عباء 583
دین اسلام 196+387 اهل قرآن =583 عاشوراه 583 امت اسلامی 583 اهل بیت فاطمه 853 یاران مهدی 313+72 امام حسین =385+بدین اسلام 198= 583 شبکه نور 583 حدیث کثاء 583 آیه مباهله 583 ابجد پنج تن آل عباء 583 لا اله الا الله 167+ 132 اسلام +202 محمد علی +59 مهدی 23 = 583 اهل بیت فاطمه 583 اهل دین اسلام قرآن 583  به ابجداهل دین 100+351 قرآن +132 اسلام=583شبکه نور 583 شبکه نور583 اهل بیت فاطمه 583 به ابجداهل دین 100+351 قرآن +132 اسلام=583شبکه نور 583 شبکه نور583 اهل بیت فاطمه 583 به ابجد232 کبیر 232 نفس زکیه 232+351قرآن=583 شبکه نور 583ره الهی اهل دین 583پنج تن آل عباء 583 اهل دینی بذات الله 583 شبکه نور 583 با برحق اهل اسلام محمدی 583 معما های کله قرآنی 583 سربلند اهل دینه 583به ابجداهل دین 100+351 قرآن+132 اسلام=583 عاشوراه 583 امت اسلامی 583 دین اسلام 196+387 اهل قرآن =583 عاشوراه 583 امت اسلامی 583
لا اله الا الله 167+ 132 اسلام +202 محمد علی +59 مهدی 23 = 583 به ابجد کبیر لا اله الا الله 166+محمد92+110علی +17 نماز = 385 شیعه
وقتی امام مهدی بیاید عاشورایی بپا کنیم که خداوند هم شگفت زده خواد شد از خوشحالی
583
به ابجد  اهل دین 100+351 قرآن +132 اسلام = 583 اهل دین قرآن اسلام 583شبکه نور 583 ابجد 5 تن آل عباء 583 وبرعکسش میشه 385شیعه پیامبرفرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه385 شیعه385مرد عالم385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام385شهید الله 385 شیداء385دین انقلاب اسلامی385شیعه
385با آل قرآن 385 دین انقلاب اسلامی385 پادشاه دینی  385سلطان اهل بدین اسلام 385 با دین حق امام حسین 385 با آل سلطان عالمین 385 یا دین برحق 385 شیعه 385 مهدی امام حق دین ها 385با عقل کل اسلام  385یا جمال الهی  امام مهدی 385 بقبله عالم اهل دین 385 دین ناب الله محمد علی 385 با آل قرآن 385 اسلام پیامبر385 باروزنه اميد جهان385

دین اسلام 196+387 اهل قرآن =583 عاشوراه 583 امت اسلامی 583 اهل بیت فاطمه 853 ابجد 5 تن آل عباء 583 
مقام
معظم رهبری در فرمان خود به صراحت اعلام کردند که هر تحریم جدیدی که آمریکای جنایتکار علیه ما وضع کنند، نقض برجام اســت1202 بانقش ها ی استکبار جهان 1202 آمریکا دیوانه زنجیری احمقا پلید1202پیمان شکن قلدر منافق ملحدپلید 1202بانفاق آمریکای جنایتکارا 1202 ارتش کفار 1202بکافران محض 1202 شیطانه فرصت طلبی 1202 نقض بر جام ها 1202 توسط آمریکای جنایتکار منافق عملی تکرار شدنی و اعتمادی به آن نیست در قطنامه جدید آمریکا نقض پیمان نموده که هیچ مقام خارجی حق ورود به ایران را ندارد آمریکا ننگت باد مرگ بر آمریکا شیطان بزرگ 1202پیمان شکن قلدر منافق ملحد پلید1202 مردم در آینده اگر مهمان خواست به خانه شما بیاید با آمریکا تماس بگیرید و اجازه داد مهمان بیاید اینجانب توالت هم میخواهم بروم باید از آمریکا اجازه بگیرم مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود آمریکا بخاطر بی ادبی ثروت ایران را سی سال بلوکه نمود مگر بخاطر این گستاخی جبران مافات و جریمه دو برابر بدهد که ملت ایران او را ببخشد من هر چه بگویم شما نمی دانید آن شب خداوند ابابیلش را فرستاد در طبس و با ذرات شن و خاکهایی که از کربلاء برای سجده آورده بود چه بلایی برسر آمریکایی ها آورد با خاک ایران هم نمیشود جنگید چه برسد با لشگر هایش برای امثال آمریکا موشکهایش کافیست

            ابجدعلم ریاضی قرآن ابجد 5 تن آل عباء                   583 اهل بیت فاطمه583 امت اسلامی583 دوای درد های قلب دین اسلامی  583 یگانه دینی الهی اسلامی ناب محمد علی 583  امت اسلامی583اهل بیت فاطمه 583با آل قرآن بدین اسلام853فلسفه دین الله بدین اسلام853 یابا اسرار عزل 853 یا اسراردین الهی853  عشق به اهل دینه  583 عاشوراه583 حسین بکربلا بقلب دین 583با اسلام ناب نابه دین محمد علی فاطمه583قرآن نابه محمدی 853 اهل دین اسلام قرآن 583اهل بیت فاطمه583عاشوراه 583 شیعه بدین اسلام 583 با آبروی قرآنی 583با کلید دین اسلام اهل محمد علی 583اهل بیت فاطمه583امت اسلامی583 شهید الله بدین اسلام 583 بدین نمونه عالمه قلب دین 583 اسرار عزل بدین الهی 583 نماینده دین الله محمدی 583 اسلام پیامبر بدین الهی583 یا نمایندهای محمد علی 583 فلسفه دین الله بدین اسلام583با اصول مبانی کل دین اسلام583قلب قرآن اهل دین 583 اهل دین قلب قرآن 583با آسمان آبی دین قرآن 583

ابجدعلم ریاضی قرآن ابجد الله محمد علی فاطمه حسن حسین 651-541 عمر ابوبکر = 110 علی 110 دین الهی 110 ابجد 5 تن آل عباء 583هدف اصلی بقرآن583 اهل بیت فاطمه583عاشوراه

583قرآن نابه محمدی 583بدین نمونه عالمه قلب دین 

امت اسلامی583دوای دردهای قلب دین  اسلامی583 با کلید دین اسلام اهل محمد علی583 احد عشر 583 بذات الله اهل دینی  583 به قرار داد الله 583 یا برحق اهل اسلامی محمدی 583 سربلند اهل دینه 583 بدرهای قرآنی 583 با آل قرآن بدین اسلام 583

یگانه دینی الهی اسلامی ناب محمد علی 583 بدین نمونه عالمه قلب دین 583   امت اسلامی583اهل بیت فاطمه 583با آل قرآن بدین اسلام853فلسفه دین الله بدین اسلام853 یابا اسرار عزل 853 یا اسراردین الهی853  عشق به اهل دینه  583 عاشوراه583 حسین بکربلا بقلب دین 583با اسلام ناب نابه دین محمد علی فاطمه583قرآن نابه محمدی 853 اهل دین اسلام قرآن 583اهل بیت فاطمه583عاشوراه 583 شیعه بدین اسلام 583 با آبروی قرآنی 583با کلید دین اسلام اهل محمد علی 583اهل بیت فاطمه583امت اسلامی583 شهید الله بدین اسلام 583 بدین نمونه عالمه قلب دین 583 اسرار عزل بدین الهی 583 نماینده دین الله محمدی 583 اسلام پیامبر بدین الهی583 یا نمایندهای محمد علی 583 فلسفه دین الله بدین اسلام583با اصول مبانی کل دین اسلام583قلب قرآن اهل دین 583 اهل دین قلب قرآن 583با آسمان آبی دین قرآن 583

امت اسلامی583 اهل بیت فاطمه583هدف اهل دین دین اسلام قلب بدین583 اهل دین قرآن اسلام 583اسلام پیامبر بدین الهی583 شیعه بدین اسلام 583 محمد علی فاطمه حسن حسین583 اهل دین هدف دین اسلام قلب بدین 583 یگانه دینی الهی اسلامی ناب محمد علی 583

583 اهل دین اسلام قرآن 583اهل بیت فاطمه583عاشوراه 583 شیعه بدین اسلام 583 با آبروی قرآنی 583با کلید دین اسلام اهل محمد علی583 احد عشر 583 بذات الله 583 به قرار داد الله 583 یا برحق اهل اسلامی محمدی 583 سربلند اهل دینه 583 بدرهای قرآنی 583 با آل قرآن بدین اسلام 583

 

583شبکه نور 583 اهل دین قرآن اسلام 583عاشوراه 583 با شور دینی 583اهل بیت فاطمه 583 امت اسلامی 583اهل بیت فاطمه 583 ابجد پنج تن آل عباء 583 شیعه بدین اسلام 583 شیعه بدین اسلام 583 این عدد نورانی را از راست بخوان583 میشود 385 شیعه براستی شیعیان فرزندان بحق اهل بیت پیامبرند پیامبر فرمودهیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385بصاحبان اصل اهل دین 385 مرد عالم 385 اسلام پیامبر 385فقط دین اسلام 385 به ابجد خانواده محترم پیامبر583 محمد علی فاطمه حسن حسین 583 عاشوراه 583 شبکه نور 583 به قرارداد الله 583 اهل بیت فاطمه 583 امت اسلامی583اهل دین قرآن اسلام 583 لا اله الا الله 167+ 132 اسلام +202 محمد علی +59 مهدی 23 = 583 اهل بیت فاطمه 583 اهل دین اسلام قرآن 583  به ابجداهل دین 100+351 قرآن +132 اسلام=583شبکه نور 583 شبکه نور583 اهل بیت فاطمه 583 این عدد نورانی را از راست بخوان براستی شیعیان فرزندان اهل بیت محمد علی فاطمه حسن حسین 583 اهل دین قرآن اسلام 583با کلید دین اسلام اهل محمد علی 583 این عدد نورانی 583 از راست بخوان میشود 385 شیعه 385با اسلامی دین الله  275 +110 دین الهی = 385 شیعه385 با اسلامی دین الله دین الهی 385 اهل دینی بقانون الله 385  فلسفه دین الله 385شیعه 385به ابجد خانواده محترم پیامبر583 محمد علی فاطمه حسن حسین 583 عاشوراه 583 شبکه نور 583 به قرارداد الله 583 اهل بیت فاطمه 583 امت اسلامی583اهل دین قرآن اسلام 583 لا اله الا الله 167+ 132 اسلام +202 محمد علی +59 مهدی 23 = 583 اهل بیت فاطمه 583 اهل دین اسلام قرآن 583  به ابجداهل دین 100+351 قرآن +132 اسلام=583شبکه نور 583 شبکه نور583 اهل بیت فاطمه 583 این عدد نورانی را از راست بخوان براستی شیعیان فرزندان اهل بیت محمد علی فاطمه حسن حسین 583 اهل دین قرآن اسلام 583با کلید دین اسلام اهل محمد علی 583 این عدد نورانی 583 از راست بخوان میشود 385 شیعه 385با اسلامی دین الله  275 +110 دین الهی = 385 شیعه385 با اسلامی دین الله دین الهی 385 اهل دینی بقانون الله 385  فلسفه دین الله 385شیعه 385

به علم ابجد به وارث بحق محمدی 926 - 541 عمر ابوبکر = 385 شیعه 385پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385در قرآن قولو لا اله الا الله تفلهوا  به ابجد صغیر و کبیر این آیه 926- 541 عمر ابوبکر = 385 فقط شیعه رستگار عالم است پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385  یا ریاضی در قرآن 1587- 1202 سه خلیفه = 385 شیعه  قال رسول الله 1587 کتابی الله وعترتی1587-1202 عمر ابوبکرعثمان =385شیعه385

به ابجد خانواده محترم پیامبر583 محمد علی فاطمه حسن حسین 583 عاشوراه 583 شبکه نور 583 به قرارداد الله 583 اهل بیت فاطمه 583 امت اسلامی583اهل دین قرآن اسلام 583به ابجداهل دین 100+351 قرآن +132 اسلام=583 شبکه نور 583 شبکه نور583 اهل بیت فاطمه 583 این عدد نورانی را از راست بخوان براستی شیعیان فرزندان اهل بیت محمد علی فاطمه حسن حسین 583 میشود 385 شیعه 385با اسلامی دین الله  275 +110 دین الهی = 385 شیعه385 با اسلامی دین الله دین الهی 385
5تن +12 امام+14 معصوم = 31 +354 با قرآن =  385 با آل قرآن 385 شیعه385

دین اسلام 196+114 سوره قرآن  + 103با اهل دین +  72 امام حسین  =385 شیعه 385 لا اله الا الله166 +دین اسلام  196+23 مهدی = 385 شیعه385 از راست بخوان 385 میشه 583 ابجد پنج تن آل عباء 583 با آبروی قرآنی 583 از راست بخوان براستی شیعیان فرزندان بحق اهل بیت پیامبرند
385به ابجدکبیرلااله الاالله 166+محمد92+110علی +17 نماز = 385 شیعه یعنی علی 110+فاطمه +140 بااسلامه 385 یعنی اسلامه حق 245+140 بااسلامه= 385 شیعه یعنی دین الهی 110+135 دینالله = 385 دین الهی 110+82 امام+23 مهدی=215+ محمد 92+ علی 110+48 = 385 شیعه یعنی با آل قرآن 385
با اسلامی دین الله  275 +110 دین الهی = 385 شیعه385 با اسلامی دین الله دین الهی 385شیعه 385 با اسلامی دین الله دین الهی 385
محمد92+ 110علی +132 اسلام +31 کلام حق نور قرآن  قرآن ناطق =365 روز سال 5+6+ 3=14 معصوم 1+4=5 تن آل عباء  
 
به ابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی = 196دین اسلام 196 بدین های الهی الله196 امام بدین الهی196 دین اسلام 196+114سوره قرآن + 103 با اهل دین +82 مهدی= 385 شیعه=با اسلامی دین الله  275 +110 دین الهی = 385 شیعه385 با اسلامی دین الله دین الهی 385 مداره 250+135 دین الله فاطمه = 385 شیعه مادرره 250 + 135 دین الله = 385 پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد فاطمه بر شیعه عزت میدهد درس تو حیدو نبوت میدهد  کشته شد زهرای اطهر زان سبب گفته در قرآن تمام آیه ها حق با علیست آتش به دره خانه مولاء بهانه بود منظور خسم کشتن بانوی خانه بود در نشستی که با احباء بود صحبت از ارزش تولی بود گفته شد ارزش ولای علی بی کمو کاست جان حضرت زهراء بود علی علی علی
 
مهدی82امام +114 سوره قرآن =196 قلب دین 196 اسلامه مهدی 196دین اسلام 196 کلید دین 196به ابجد اهله دین 100+110 دین الهی علی  +59 مهدی 269 امام واقعی 269+59+23 مهدی به دوابجد = 351 قرآن +14 معصوم = 365 روز سال

به ابجد الله 66+حق 108 +132 اسلام +59 مهدی = 365 روز سال محمد92+ 110علی +132 اسلام +31 کلام حق نور قرآن  قرآن ناطق =365 روز سال 5+6+ 3=14 معصوم 1+4=5 تن آل عباء حدیث کثاء آیه مباهله 

به ابجد الله 67 +166 لا اله الا الله +132 اسلام = 365 روز سال اما اگر کسي بخواهند از اين قسمت روايت استفاده کنند که ابوبکر گفت کاش درباره خلافت بعد
والسلام علي من اتبع الهدي

اسلام 132+92 محمد +110 علی +5تن +12 امام +14 معصوم = 365 روز سال  حقانیت امام زمان به ابجد امام 82 مهدی هم به ابجد صغیر و کبیر 82+114 سوره قرآن =196 دین اسلام196 قلب دین 196 امام کل دین 196 +166 لا اله الا الله =362 +23 مهدی= 385 شیعه 385 یاران مهدی 313+72 یاران امام حسین = 385 شیعه به ابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی = 196دین اسلام 196 بدین های الهی الله196 امام بدین الهی196 دین اسلام 196+114سوره قرآن + 103 با اهل دین +82 مهدی= 385 شیعه=با اسلامی دین الله  275 +110 دین الهی = 385 شیعه385 با اسلامی دین الله دین الهی 385 مداره 250+135 دین الله فاطمه = 385 شیعه مادرره 250 + 135 دین الله = 385 پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد
دین اسلام 196 +114 سوره قرآن  + 103با اهل دین +  82 مهدی =385 شیعه پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385نام شیعه 12بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم در قرآن نیامده پس همه فرقه های باطل را محکم به دیوار بزنیم هر چیزی در قرآن بود قبول ولی اگر نبود محکم به دیوار توالت تاریخ بکوبید محکم
  شیعه385 یعنی چه یعنی امام حضرت مهدی 12 دوازدهمین امام جهان میباشدلا اله الا الله 166 +196 کلید اسلام قلب دین +23 مهدی = 385شیعه385  با شیرینی 583 ابجد 5 تن آل عباء این عدد 583 شبکه نور 583 از راست بخوان براستی شیعیان فرزندان اهل بیت پیامبرند یاران امام زمان 313+72 یاران امام حسین +114 سوره قرآن +84 عید = 583 پنج تن آل عباء خانواده محترم رسول خدا 583 از راست بخوان میشه 385 شیعه
  به ابجد صغیر و کبیر144 اسلام 144 ضرب 12 امام میباشد به ابجد کبیر و صغیر دین اسلام 196قلب دین 196 دین اسلام 196 کلید دین 196 اسلامه مهدی 196 دین اسلام 196ضرب 14 معصوم شیعه196 میباشد شیعه 385 شیعه 72 یاران امام حسین72 +313 یاران امام زمان = 385 شیعه 385با آل قرآن 385 اسلام پیامبر385 فقط دین اسلام 385 بدین واقعی اسلام 385 فلسفه دین الله 385 لا اله الا الله166 +دین اسلام حقه 166لا اله الا الله166+13 رجب تولد مولاء در کعبه = 385 شیعه در کعبه متولد شد به ابجد کبیر لا اله الا الله 166+محمد92+110علی +17 نماز = 385 شیعه 385 کلید اسلام  196 قلب دین 196 شیعه یعنی اسلامه حق 245+140 با اسلامه= 385 شیعه بدین اسلام کلید دین196+ 59 مهدی+30 اهل بدین = 385 با آل قرآن 385 اسلام پیامبر385 فقط دین اسلام 385  نام شیعه 12 بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم در قرآن نیامده پس همه فرقه های باطل را محکم به دیوار بزنیم هر چیزی در قرآن بود قبول ولی اگر نبود محکم به دیوار توالت تاریخ بکوبید محکم وهابی اول دوم عمری خیلی ده تا معادله در حقانیت دینت بیاور حنفی  شافعی  سنی مال کی مال تو مال من یه چیزی بگو
 
5تن +12 امام+14 معصوم = 31 +354 با قرآن =  385 با آل قرآن 385 شیعه385با آل قرآن 385شیعه 385 با قرآن است نام شیعه 12 بار در قرآن آمده شیعه شو تا رستگار شوی به ابجد صغیر و کبیر قولو لا اله الاالله تفلهو به ابجد صغیر و کبیر 926-541 عمر ابوبکر= 385 فقط شیعها رستگار عالمند پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه385 مرد عالم 385 با آل قرآن 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 بدین اسلام کلید دین+ 59 مهدی = 385 با آل قرآن 385 اسلام پیامبر385 فقط دین اسلام 385با اسلام نابی واقعی385با آل قرآن 385

به ابجد مکتب حق قرآن 926- 541 عمر ابوبکر = 385 به علم ابجد به وارث بحق محمد 926 - 541 عمر ابوبکر = 385 شیعه 385پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385در قرآن قولو لا اله الا الله تفلهوا  به ابجد صغیر و کبیر این آیه 926- 541 عمر ابوبکر = 385 فقط شیعه رستگار عالم است پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385  یا ریاضی در قرآن 1587- 1202 سه خلیفه =385

مکتبه حق قرآن 926 -541 عمر ابوبکر=385 شیعهقاله رسوالله ان مدینه" العلم و علی بابها  926 -541 فتنه ها عمر ابوبکر= 385 شیعه

قال رسول الله 1587 کتابی الله وعترتی1587-1202 عمر ابوبکرعثمان =385شیعه385 از راست بخوان 583اهل بیت فاطمه 583 شبکه نور 583 ابجد پنج تن آل عباء 583 این عدد نورانی را از راست بخوان 583 میشود 385 براستی شیعیان فرزندان بحق اهل بیت پیامبرند پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385 اسلام پیامبر 385فقط دین اسلام 385

عبد الرحمن دمشقيه، نويسنده معاصر وهّابى، در مقاله‌اش با عنوان «قصة حرق عمر رضي الله عنه لبيت فاطمة رضي الله عنها» كه در سايت «فيصل نور» آمده، در باره روايت إبن أبي‌شيبه مى‌نويسد:

1. وددت أني لم أحرق بيت فاطمة... (قول أبي بكر). فيه عُلْوان بن داود البجلي (لسان الميزان، ج4، ص218، ترجمه رقم 1357- 5708 و ميزان الاعتدال، ج3، ص108، ترجمه رقم 5763) قال البخاري وأبو سعيد بن يونس وابن حجر والذهبي «منكر الحديث» وقال العُقيلي (الضعفاء للعُقيلي، ج3، ص420).

در روايت ابوبكر، نام داوود بن عُلْوان بَجَلِى وجود دارد كه بخارى، ابوسعيد بن يونس،‌ ابن حجر و عقيلى وى را منكر الحديث مى‌دانند.

اصل روايت در منابع اهل سنت

ابن زنجويه در الأموال، ابن قتيبه دينورى در الإمامة والسياسة، طبرى در تاريخش، ابن عبد ربه در العقد الفريد، مسعودى در مروج الذهب، طبرانى در المعجم الكبير، مقدسى در الأحاديث المختاره، شمس الدين ذهبى در تاريخ الإسلام و... داستان اعتراف ابوبكر را با اندك اختلافى نقل كرده‌اند كه متن آن را از كتاب الأموال ابن زنجويه،‌ از دانشمندان قرن سوم اهل سنّت نقل مى‌كنيم:

أنا حميد أنا عثمان بن صالح، حدثني الليث بن سعد بن عبد الرحمن الفهمي، حدثني علوان، عن صالح بن كيسان، عن حميد بن عبد الرحمن بن عوف، أن أباه عبد الرحمن بن عوف، دخل على أبي بكر الصديق رحمة الله عليه في مرضه الذي قبض فيه ... فقال [أبو بكر] : « أجل إني لا آسى من الدنيا إلا على ثَلاثٍ فَعَلْتُهُنَّ وَدِدْتُ أَنِّي تَرَكْتُهُنَّ، وثلاث تركتهن وددت أني فعلتهن، وثلاث وددت أني سألت عنهن رسول الله (ص)، أما اللاتي وددت أني تركتهن، فوددت أني لم أَكُنْ كَشَفْتُ بيتَ فاطِمَةَ عن شيء، وإن كانوا قد أَغْلَقُوا على الحرب... .

عبد الرحمن بن عوف به هنگام بيمارى ابوبكر به ديدارش رفت و پس از سلام و احوال‌پرسى، با او گفت و گوى كوتاهى داشت. ابوبكر به او چنين گفت:

من در دوران زندگى بر سه چيزى كه انجام داده‌ام تأسف مى‌خورم ، دوست داشتم كه مرتكب نشده بودم ، يكي از آن‌ها هجوم به خانه فاطمه زهرا بود ، دوست داشتم خانه فاطمه را هتك حرمت نمى‌كردم؛ اگر چه آن را براى جنگ بسته بودند... .

الخرساني، أبو أحمد حميد بن مخلد بن قتيبة بن عبد الله المعروف بابن زنجويه (متوفاى251هـ) الأموال، ج 1، ص 387؛

الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ)، الإمامة والسياسة، ج 1، ص 21، تحقيق: خليل المنصور، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ - 1997م، با تحقيق شيري، ج1، ص36، و با تحقيق، زيني، ج1، ص24؛

الطبري، محمد بن جرير (متوفاي 310هـ)، تاريخ الطبري، ج 2، ص 353، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت؛

الأندلسي، احمد بن محمد بن عبد ربه (متوفاي: 328هـ)، العقد الفريد، ج 4، ص 254، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت / لبنان، الطبعة: الثالثة، 1420هـ - 1999م؛

المسعودي، أبو الحسن على بن الحسين بن على (متوفاى346هـ) مروج الذهب، ج 1، ص 290؛

الطبراني، سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم(متوفاي360هـ)، المعجم الكبير، ج 1، ص 62، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ناشر: مكتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانية، 1404هـ – 1983م؛

العاصمي المكي، عبد الملك بن حسين بن عبد الملك الشافعي (متوفاي1111هـ)، سمط النجوم العوالي في أنباء الأوائل والتوالي، ج 2، ص 465، تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود- علي محمد معوض، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1419هـ- 1998م.

نقد و بررسى شبهه عبد الرحمن دمشقيه

پاسخ اول: نقل روايت با سند‌هاى ديگر

اين روايت با چندين سند نقل شده است كه تنها در يكى از آن‌ها «علوان بن داوود» وجود دارد؛ از جمله شمس الدين ذهبى پس از نقل روايت مى‌گويد:

رواه هكذا وأطول من هذا ابن وهب، عن الليث بن سعد، عن صالح بن كيسان، أخرجه كذلك ابن عائذ.

ابن وهب و نيز ابن عائذ، اين روايت را با تفصيل بيشترى نقل كرده‌اند.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج 3، ص 118، تحقيق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.

در اين سند هيچ نامى از علوان بن داوود به ميان نيامده و ليث بن سعد به طور مستقيم‌ از صالح بن كيسان روايت را نقل كرده است.

ابن عساكر نيز با اين سند روايت را نقل مى‌كند:

أخبرنا أبو البركات عبد الله بن محمد بن الفضل الفراوي وأم المؤيد نازيين المعروفة بجمعة بنت أبي حرب محمد بن الفضل بن أبي حرب قالا أنا أبو القاسم الفضل بن أبي حرب الجرجاني أنبأ أبو بكر أحمد بن الحسن نا أبو العباس أحمد بن يعقوب نا الحسن بن مكرم بن حسان البزار أبو علي ببغداد حدثني أبو الهيثم خالد بن القاسم قال حدثنا ليث بن سعد عن صالح بن كيسان عن حميد بن عبد الرحمن بن عوف عن أبيه... .

و پس از نقل روايت مى‌گويد:

كذا رواه خالد بن القاسم المدائني عن الليث وأسقط منه علوان بن داود وقد وقع لي عاليا من حديث الليث وفيه ذكر علوان.

مدائنى نيز اين روايت را از ليث نقل كرده و در از آن علوان بن داوود نامى‌نبرده و روايتى كه من از ليث نقل كرده‌ام و علوان در آن وجود دارد، با سلسه سند كوتاه‌ترى نقل شده است.

ابن عساكر الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله (متوفاي571هـ)،‌ تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج 30، ص417 ـ 419، تحقيق محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر - بيروت - 1995.

بلاذرى در انساب الأشراف همين روايت را با سند ذيل نقل مى‌كند:

حدثني حفص بن عمر، ثنا الهيثم بن عدي عن يونس بن يزيد الأيلي عن الزهري أن عبد الرحمن بن عوف قال: دخلت على أبي بكر في مرضه... .

البلاذري، أحمد بن يحيى بن جابر (متوفاي279هـ) أنساب الأشراف، ج 3، ص 406 ، طبق برنامه الجامع الكبير.

استفاضه و تقويت روايت با سندهاى متعدد

بنابراين، دست كم اين روايت با سه سند گوناگون نقل شده است. حتّى اگر فرض كنيم كه همه اين اسناد مشكل داشته باشند، بازهم نمى‌توانيم از حجيّت آن دست برداريم؛ زيرا بر مبناى قواعد علم رجال اهل سنّت، اگر سند روايت از سه عدد گذشت، حتّى اگر همه آن‌ها ضعيف باشد، يك‌ديگر را تقويت كرده و حجّت مى‌شود؛ چنانچه بدر الدين عينى (متوفاي 855هـ) در عمدة القارى به نقل از محيى الدين نووى مى‌نويسد:

وقال النووي في (شرح المهذب): إن الحديث إذا روي من طرق ومفرداتها ضعاف يحتج به، على أنا نقول: قد شهد لمذهبنا عدة أحاديث من الصحابة بطرق مختلفة كثيرة يقوي بعضها بعضا، وإن كان كل واحد ضعيفا.

نووى در شرح مهذب گفته است: اگر روايتى با سند‌هاى گوناگون نقل شود؛ ولى برخى از راويان آن ضعيف باشند، بازهم به آن احتجاج مى‌شود، افزون بر اين كه ما مى‌گوييم: تعدادى حديث از صحابه و از راه‌هاى گوناگونى نقل شده است كه برخى از آن برخى ديگر را تقويت مى‌كنند؛ اگرچه هريك از آن احاديث ضعيف باشند.

العيني، بدر الدين محمود بن أحمد (متوفاي 855هـ)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج 3، ص 307، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.

ابن تيميه حرّانى در مجموع فتاوى مى‌نويسد:

تعدّد الطرق وكثرتها يقوي بعضها بعضا حتى قد يحصل العلم بها ولو كان الناقلون فجّارا فسّاقا فكيف إذا كانوا علماء عدولا ولكن كثر في حديثهم الغلط.

زيادى و تعدد راه‌هاى نقل حديث برخى برخى ديگر را تقويت مى‌كند كه خود زمينه علم به آن را فراهم مى‌كند؛ اگر چه راويان آن فاسق و فاجر باشند؛ حال چگونه خواهد بود حال حديثى كه تمام راويان آن افراد عادلى باشند كه خطا و اشتباه هم در نقلشان فراوان باشد.

ابن تيميه الحراني، أحمد عبد الحليم أبو العباس (متوفاي 728 هـ)، كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية، ج 18، ص 26، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي، ناشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية.

هنگامى كه روايتى طرق متعدد داشته باشد و راويان آن همگى فاسق و فاجر باشند، هم‌ديگر را تقويت كرده و حجت مى‌شود، روايت اقرار ابوبكر كه تنها يكى از راويان آن متّهم به «منكر الحديث» بودن شده است، به يقين حجّت خواهد بود.

محمد ناصر البانى در ارواء الغليل پس از نقل طُرُق يك روايت مى‌گويد:

وجملة القول: أن الحديث طرقه كلها لا تخلو من ضعف ولكنه ضعف يسير إذ ليس في شئ منها من اتهم بكذب وإنما العلة الارسال أو سوء الحفظ ومن المقرر في « علم المصطلح » أن الطرق يقوي بعضها بعضا إذا لم يكن فيها متهم.

خلاصه آن كه، تمام سند‌هاى اين حديث بدون ضعف نيست؛ اگر چه ضعف مهمى نيست؛ زيرا كسى كه متهم به دروغ باشد، در طُرُق حديث وجود ندارد و علّت ضعف يا ارسال آن است و يا كم حافظه بودن راوى. از مسائل ثابت شده در علم رجال اين است كه سند هاى متعدد درصورتى كه در سلسله سند فرد متّهمى نباشد، يك‌ديگر را تقويت مى‌كنند.

الباني، محمد ناصر، إرواء الغليل في تخريج أحاديث منار السبيل، ج 1، ص 160، تحقيق: إشراف: زهير الشاويش، ناشر: المكتب الإسلامي - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية، 1405 - 1985 م.

در نتيجه، اين روايات حتّى اگر از نظر سند هم ضعيف باشند‌، بازهم حجّت و قابل استدلال هستند.

پاسخ دوم: شهادت عالمان اهل سنت بر صحت روايت

1. تحسين سعيد بن منصور (متوفاى 227هـ.)

سعيد بن منصور، از بزرگان حديث در قرن سوم هجرى در سنن خود اين روايت را نقل كرده و گفته كه اين روايت «حسن» است.

جلال الدين سيوطى در جامع الأحاديث و مسند فاطمة و متقى هندى در كنز العمّال پس از نقل اين روايت مى‌گويند:

أَبو عبيد في كتاب الأَمْوَالِ، عق وخيثمة بن سليمان الطرابلسي في فضائل الصحابة، طب، كر، ص، وقال: إِنَّه حديث حسن إِلاَّ أَنَّهُ ليس فيه شيءٌ عن النبي.

اين روايت را ابوعبيد در كتاب الأموال، عقيلى، طرابلسى در فضائل الصحابه، طبرانى در معجم الكبير، ابن عساكر در تاريخ مدينه دمشق و سعيد بن منصور در سنن خود نقل كرده‌اند و سعيد بن منصور گفته: اين حديث «حسن» است؛ مگر اين كه در آن سخنى از رسول خدا نيست.

السيوطي، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ)، جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)، ج 13، ص 101 و ج 17، ص 48؛

السيوطي، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ) مسند فاطمه، ص34 و 35، ناشر: مؤسسة الكتب الثقافية ـ بيروت، الطبعة‌ الأولي.

الهندي، علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين (متوفاي975هـ)، كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال، ج 5، ص 252، تحقيق: محمود عمر الدمياطي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1419هـ - 1998م.

طبق آن چه سيوطى و متّقى هندى در مقدّمه كتابشان گفته‌اند، مقصود از (ص) سعيد بن منصور در سنن او است؛ چنانچه مى‌گويد:

 (ص) لسعيد ابن منصور في سننه.

السيوطي، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ)، الشمائل الشريفة، ج 1، ص 16، تحقيق: حسن بن عبيد باحبيشي، ناشر: دار طائر العلم للنشر والتوزيع؛

القاسمي، محمد جمال الدين (متوفاي1332هـ)، قواعد التحديث من فنون مصطلح الحديث، ج 1، ص 244، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1399هـ - 1979م؛

الهندي، علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين (متوفاي975هـ)، كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال، ج 1، ص 15، تحقيق: محمود عمر الدمياطي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولي، 1419هـ - 1998م.

شرح حال سعيد بن منصور

ذهبى در باره او مى‌نويسد:

سعيد بن منصور. ابن شعبة الحافظ الإمام شيخ الحرم... وكان ثقة صادقا من أوعية العلم... وقال أبو حاتم الرازي هو ثقة من المتقنين الأثبات ممن جمع وصنف.

سعيد بن منصور، حافظ و امام و شيخ حرم بود... وى فردى دانشمند، مورد اعتماد و راست‌گو بود، ابوحاتم رازى او را مورد اعتماد و از نويسندگان و مؤلّفان قوى معرّفى كرده است.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 10، ص 586، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

و در تذكرة‌ الحفاظ مى‌گويد:

سعيد بن منصور بن شعبة الحافظ الإمام الحجة... .

سعيد بن منصور، حافظ ، امام و حجت بود.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، تذكرة الحفاظ، ج 2، ص 416، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى.

اعتراف شخصى مانند سعيد بن منصور در قرن سوم هجرى و تعبير او از اين روايت به «حسن»، نشان‌دهنده اين است كه اين روايت در قرون نخستين اسلامى مطرح و مورد قبول دانشمندان اهل سنت بوده است.

2 . تحسين ضياء المقدسى (متوفاى 643 هـ)

مقدسى حنبلي، از مشاهير قرن هفتم هجرى و از بزرگان علم حديث اهل سنت، اين روايت را «حسن» دانسته، مى‌گويد:

قلت وهذا حديث حسن عن أبي بكر إلا أنه ليس فيه شيء من قول النبي (ص).

اين روايت از ابوبكر «حسن» است؛ گرچه در آن سخنى از رسول خدا (ص) نيست.

المقدسي الحنبلي، أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد (متوفاي643هـ)، الأحاديث المختارة، ج 1، ص 90، تحقيق عبد الملك بن عبد الله بن دهيش، ناشر: مكتبة النهضة الحديثة - مكة المكرمة، الطبعة: الأولى، 1410هـ.

شرح حال مقدسى حنبلى

ذهبى در باره او مى‌نويسد:

الضياء الإمام العالم الحافظ الحجة محدث الشام شيخ السنة ضياء الدين أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد... الحنبلي صاحب التصانيف النافعة... وحصل أصولا كثيرة ونسخ وصنف وصحح ولين وجرح وعدل وكان المرجوع إليه في هذا الشأن.

قال تلميذه عمر بن الحاجب: شيخنا أبو عبد الله شيخ وقته ونسيج وحده علما وحفظا وثقة ودينا من العلماء الربانيين وهو أكبر من أن يدل عليه مثلي كان شديد التحري في الرواية مجتهدا في العبادة كثير الذكر منقطعا متواضعا سهل العارية.

رأيت جماعة من المحدثين ذكروه فأطنبوا في حقه ومدحوه بالحفظ والزهد سألت الزكي البرزالي عنه فقال: ثقة جبل حافظ دين قال بن النجار: حافظ متقن حجة عالم بالرجال ورع تقي ما رأيت مثله في نزاهته وعفته وحسن طريقته وقال الشرف بن النابلسي: ما رأيت مثل شيخنا الضياء.

ضياء مقدسى، پيشواى حافظ، دانشمند و محدّث اهل شام، استاد حديث، صاحب آثار مفيد بود... دو بار به اصفهان رفت و از آن جا بهره‌هاى فراوانى برد كه قابل وصف نيست؛ از جمله نسخه‌بردارى تأليف و تصحيح و جرح و تعديل راويان و مصنّفان كه مرجع ديگران نيز بود، از آثار و بركات حضورش در اين شهر بود.

عمر بن حاجب، شاگرد مقدسى در باره وى گفته است: استاد ما ابوعبدالله يگانه روزگار و تنها دانشمند زمانش از نظر عمل و دين بود، مورد اعتماد و از دانشمندان بنام به شمار مى‌رفت، من كوچك‌تر از آن هستم كه در باره او سخن بگويم، او روايت شناس، در راز و نياز با خداوند پرتلاش و از دنيا بريده بود و اهل تواضع و فروتنى بود.

گروهى از محدّثان و راويان را ديدم كه در حقّ وى زياد سخن مى‌گفتند و با الفاظى مانند: حافظ و زاهد او را وصف مى‌كردند، از زكى برزانى در باره وى پرسيدم، گفت: مقدسى مورد اعتماد، حافظ و دين‌دار بود، ابن نجار او را با وصف حافط، حجّت، آگاه به علم رجال، اهل ورع و تقواى كه مانند او نديدم، مى‌ستايد. و شرف نابلسى در حق وى گفته است: مانند استادم ضياء مقدسى كسى را نديدم.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ) تذكرة الحفاظ، ج 4، ص 1405، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى.

همين مطالب را ابن رجب حنبلى ، جلال الدين سيوطى و عكرى حنبلى نقل كرده‌اند.

إبن رجب الحنبلي، عبد الرحمن بن أحمد (متوفاي795هـ)، ذيل طبقات الحنابلة، ج 1، ص 279.

السيوطي، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ)، طبقات الحفاظ، ج 1، ص 497، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1403هـ.

العكري الحنبلي، عبد الحي بن أحمد بن محمد (متوفاي1089هـ)، شذرات الذهب في أخبار من ذهب، ج 5، ص 225، تحقيق: عبد القادر الأرنؤوط، محمود الأرناؤوط، ناشر: دار بن كثير - دمشق، الطبعة: الأولي، 1406هـ.

با تعريف و تمجيدى كه بزرگان اهل سنت از مقدسى كرده‌اند، براى اعتبار روايت كفايت مى‌كند.

پاسخ سوم: صحت سند روايت

در اين بخش ابتدا به بررسى سند روايت پرداخته و سپس سخنان عبد الرحمن دمشقيه و ديگر همفكران او را كه در تضعيف روايت به دليل «منكر الحديث بودن عُلوان» استناد كرده‌اند بررسى و ثابت مى‌كنيم كه اولاً: وثاقت عُلوان ثابت است؛‌ ثانياً: نسبت «منكر الحديث» به وى صحت ندارد؛ ثالثاً: بر فرض صحت اين انتساب، منكر الحديث بودن علوان ضررى به اعتبار روايت وارد نمى‌سازد.

حميد بن مخلد بن قتيبة بن عبد الله الأزدى (متوفاى 248 يا 251هـ)، صاحب كتاب الأموال. ابن حجر در باره او مى‌گويد:

حميد بن مخلد بن قتيبة بن عبد الله الأزدي أبو أحمد بن زنجويه وهو لقب أبيه ثقة ثبت له تصانيف.

العسقلاني، ابن حجر، تقريب التهذيب، ج 1، ص 182، رقم: 1558.

عثمان بن صالح بن صفوان السهمى (متوفاى 219هـ)، از روات بخارى، نسائى و ابن ماجه.

عثمان بن صالح بن صفوان السهمي مولاهم أبو يحيى المصري صدوق.

العسقلاني، ابن حجر، تقريب التهذيب، ج 1، ص 384، رقم4480.

الليث بن سعد بن عبد الرحمن الفهمي (متوفاى175هـ) ، از روات بخارى ، مسلم و …

الليث بن سعد بن عبد الرحمن الفهمي أبو الحارث المصري ثقة ثبت فقيه إمام مشهور.

العسقلاني، ابن حجر، تقريب التهذيب، ج 1، ص 464، رقم: 5684.

علوان بن داوود ، به صورت تفصيلى بررسى خواهد شد

صالح بن كيسان (متوفاى بعد از 130 يا 140 هـ) ، از روات صحيح بخارى ، مسلم و…

صالح بن كيسان المدني أبو محمد أو أبو الحارث مؤدب ولد عمر بن عبد العزيز ثقة ثبت فقيه.

العسقلاني، ابن حجر، تقريب التهذيب، ج 1، ص 273، رقم: 2884.

حميد بن عبد الرحمن بن عوف (متوفاى 105هـ)، از روايت صحيح بخاري و مسلم.

حميد بن عبد الرحمن بن عوف الزهري المدني ثقة.

العسقلاني، ابن حجر، تقريب التهذيب، ج 1، ص 182، رقم: 1552.

عبد الرحمن بن عوف. صحابي

آيا عُلْوَانَ بن داوود، منكر الحديث است؟

تنها اشكال سندى كه به اين روايت وارد كرده‌اند،‌ اين است كه علوان بن داوود، منكر الحديث است. ذهبى و ابن حجر عسقلانى پس از نقل روايت اقرار ابوبكر مى‌گويند:

قال البخاري: عُلْوَانُ بن دَاوُد، ويقال ابن صالح. منكر الحديث.

بخارى گفته: علوان بن داوود منكر الحديث است.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ) ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج 5، ص 135، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1995م؛

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ) لسان الميزان، ج 4، ص 189، تحقيق: دائرة المعرف النظامية - الهند، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1406هـ – 1986م.

اين سخن اشكالات متعددى دارد كه به آن‌ها مى‌پردازيم.

1. توثيق عُلوان توسط ابن حبان

ابن حبّان ، از دانشمندان مشهور علم رجال اهل سنت، علوان بن داوود را در كتاب «الثقات» ذكر كرده است :

عُلْوان بن داود البِجِلّي من أهل الكوفة يروي عن مالك بن مِغْوَل روى عنه عمر بن عثمان الحِمْصي.

التميمي البستي، محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم (متوفاي354 هـ)، الثقات، ج 8، ص 526، رقم: 14829، تحقيق السيد شرف الدين أحمد، ناشر: دار الفكر، الطبعة: الأولى، 1395هـ – 1975م.

و اين دليل بر وثاقت او است

آيا ابن حبان تساهل در توثيق داشت؟

ممكن است كسى اشكال كند كه ابن حبان از متساهلين بوده است يعنى دقت لازم را در توثيق راويان به خرج نداده و به آسانى نسبت به توثيق آنان نظر مى‌داده.

با توجه به قرائن و شواهد موجود، چنين مطلبى صحّت ندارد و بلكه بزرگان اهل سنت، عكس آن را قائل هستند و او را سخت‌گير در امور وثاقت مى‌دانند.

الف: توثيقات ابن حبان مورد تأييد مزى و ابن حجر است

شعيب ارنؤوط، محقق كتاب صحيح ابن حبان پس از نقل كلام ذهبى در اقسام عالمان رجال مى‌نويسد‌:

من هنا برزت أهمية توثيق ابن حبان، ولأهميتها فقد اعتمد الحافظ المزي على كتاب «الثقات» له، والتزم في «تهذيب الكمال» إذا كان الراوي ممن له ذكر في «الثقات» أن يقول: ذكره ابن حبان في «الثقات».

وتابعه الحافظ ابن حجر في «تهذيب التهذيب». ولكن بعضهم، مع هذا، نسب ابن حبان إلى التساهل، فقال: وهو واسع الخطو في باب التوثيق، يوثّق كثيراً ممن يستحق الجرح.

 به همين جهت توثيقات ابن حبان اهميتش را نشان مى‌دهد، حافظ مزى بر كتاب ثقات او اعتماد كرده است و بناى او در كتاب تهذيب الكمال اين است كه اگر يك راوى نامش در كتاب ثقات ابن حبان ذكر شده باشد، به همين خاطر او را  توثيق مى‌كند.

ابن حجر در تهذيب التهذيب از مزى پيروى كرده و همين اعتقاد را دارد؛‌ ولى برخى ابن حبان را به سهل انگارى نسبت داده و گفته‌اند: ابن حبان در توثيقاتش وسعت نظر دارد؛ زيرا افراد زيادى را توثيق كرده است كه استحقاق جرح و ذم را دارند.

رك: مقدمة ابن الصلاح، ص22، طبعة الدكتور نور الدين عتر .

ب: ذهبى، ابن حبان را سرچشمه شناخت ثقات مى‌داند

ذهبى در كتاب الموقظة مى‌گويد:

ويَنْبُوعُ معرفة الثقات: تاريخُ البخاريِّ، وابنِ أبي حاتم، وابنِ حِبَّان، وكتابُ تهذيب الكمال.

 کتاب‌هاى تاريخ بخارى، ابن أبى‌حاتم، ابن حبان و كتاب تهذيب الكمال، منبع و سر چشمه شناخت افراد مورد اطمينان مى‌باشند.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، الموقظة في علم مصطلح الحديث، ج 1، ص 18، طبق برنامه المكتبة الشاملة.

اين سخن ذهبى نشان‌دهنده جايگاه رفيع ابن حبان است كه در حقيقت مى‌خواهد بگويد: اگر مى‌خواهيد افراد ضعيف را از ثقه تشخيص دهيد، من شما را راهنمايى مى‌كنم كه به كسانى همچون ابن حبان مراجعه كنيد؛ چرا كه او منبع شناخت ثقات است.

ج: سيوطى تساهل ابن حبان را صحيح نمى‌داند

سيوطى نيز در تدريب الراوى به نقل از ابن حازم، در پاسخ اين مطلب كه ابن حبان از متساهلين است، مى‌گويد:

وما ذكر من تساهل ابن حبان ليس بصحيح؛ فإن غايته أنه يسمي الحسن صحيحاً فإن كانت نسبته إلى التساهل باعتبار وجدان الحسن في كتابه فهي مشاحة في الاصطلاح وإن كانت باعتبار خفة شروطه فإنه يخرج في الصحيح ما كان راويه ثقة غير مدلس.

 آنچه که در باره تساهل ابن حبان گفته شده است، درست نيست؛ زيرا نهايت چيزى که گفته شده آن است که وى روايت حسن را صحيح مى‌داند؛ پس اگر مقصود از تساهل وى اين باشد که در کتاب او روايات حسن وجود دارد، اين تنها اشکال در اصطلاح ابن حبان است ( و نه به خود وى ) و اگر اشکال به جهت سبک گرفتن شرائط صحت روايت باشد؛ بازهم بر او ايرادى نيست؛ زيرا او در کتاب صحيح خويش از راويان مورد اطمينان غير مدلس روايت کرده است.

السيوطي، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ)، تدريب الراوي في شرح تقريب النواوي، ج 1، ص 108، تحقيق: عبد الوهاب عبد اللطيف، ناشر: مكتبة الرياض الحديثة - الرياض.

د: سخاوى، تساهل ابن حبان را رد مى‌كند

شمس الدين سخاوى، مى‌نويسد‌:

مع أن شيخنا (ابن حجر) قد نازع في نسبته (ابن حبان) إلى التساهل من هذه الحيثية وعبارته إن كانت باعتبار وجدان الحسن في كتابه فهي مشاحة في الإصطلاح؛ لأنه يسميه صحيحا.

استاد ما ابن حجر نسبت سهل انگارى در وثاقت راويان را به ابن حبان مردود مى‌داند و مى‌گويد: اگر در كتاب وى از وصف به «حَسَن» فراوان ديده مى‌شود، ‌اين در حقيقت نوعى اختلاف در كاربرد اصطلاحات است كه او آن را صحيح ناميده است.

السخاوي، شمس الدين محمد بن عبد الرحمن (متوفاي902هـ)، فتح المغيث شرح ألفية الحديث، ج 1، ص 36، ناشر: دار الكتب العلمية - لبنان، الطبعة: الأولى، 1403هـ.

همين مطلب را عبد الحى لكنوى در الرفع و التكميل و محمد جمال الدين قاسمى در قواعد التحديث نقل كرده‌اند.

اللكنوي الهندي، أبو الحسنات محمد عبد الحي (متوفاي1304هـ)، الرفع والتكميل في الجرح والتعديل، ج 1، ص 338، تحقيق: عبد الفتاح أبو غدة، ناشر: مكتب المطبوعات الإسلامية - حلب، الطبعة: الثالثة، 1407هـ.

القاسمي، محمد جمال الدين (متوفاي1332 هـ)، قواعد التحديث من فنون مصطلح الحديث، ج 1، ص 250، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1399هـ - 1979م.

هـ: علماى اهل سنت ابن حبان را از متشددين مى‌شمارند
1. شمس الدين ذهبي

بر خلاف ادعاى شهرت ابن حبان به سهل‌انگاري در توثيق، ذهبى نظر ديگرى دارد و در كتاب ميزان الإعتدال در باره او مى‌گويد:

ابن حبان ربما قصب (جرح) الثقة حتي كأنه لا يدري ما يخرج من رأسه.

 ابن حبان، فرد مورد اعتماد را آن چنان تضعيف مى‌كند كه انگار متوجه نيست كه از كله‌اش چه چيزهايى خارج مى‌شود، و نمى‌فهمد که چه مى‌گويد.!!!

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ) ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج 1، ص 441، ترجمه افلج بن يزيد، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1995م.

2. لكنوى الهندي

ابوالحسنات لكنوي در الرفع و التكميل مى‌نويسد:

وقد نسب بعضهم التساهل إلى ابن حبان وقالوا هو واسع الخطو في باب التوثيق، يوثّق كثيراً ممّن يستحق الجرح وهو قول ضعيف.

فإنّك قد عرفت سابقاً أنّ ابن حبان معدود ممن له تعنت وإسراف في جرح الرجال ومن هذا حاله لا يمكن أن يكون متساهلاً في تعديل الرجال وإنّما يقع التعارض كثيراً بين توثيقه وبين جرح غيره لكفاية ما لا يكفي في التوثيق عند غيره عنده.

 بعضى ابن حبان را به سهل انگارى متهم نموده و گفته‌اند: وى در باب توثيق افراد وسعت نظر دارد؛ زيرا افراد زيادى را مدح و توثيق كرده است كه مستحق ذم و جرح مى‌باشند؛‌ ولى اين سخن بى اساس و ضعيف است؛ زيرا پيش از اين گفتيم كه ابن حبان از افرادى است كه در ذم و جرح افراد، زياده روى كرده است؛ پس كسى كه حالش اين گونه باشد، امكان ندارد كه در نسبت دادن عدالت به افراد، سهل انگارى كند. آرى، بين توثيقات او و جرح ديگران تعارض وجود دارد؛ زيرا آن مقدار كه در توثيق نزد وى كفايت مى‌كند نزد ديگران مكفى نيست.

اللكنوي الهندي، أبو الحسنات محمد عبد الحي (متوفاي1304هـ)، الرفع والتكميل في الجرح والتعديل، ج 1، ص 335، تحقيق: عبد الفتاح أبو غدة، ناشر: مكتب المطبوعات الإسلامية - حلب، الطبعة: الثالثة، 1407هـ.

3. شعيب الأرنؤوط

شعيب أرنؤوط، محقق كتاب صحيح ابن حبان در اين باره مى‌نويسد‌:

قد أشار الأئمة إلى تشدده وتعنته في الجرح.

 پيشوايان و بزرگان علم به اين مطلب اعتراف دارند كه وى در غير موثق دانستن افراد زياده روى مى‌كند.

رك: صحيح ابن حبان، ج 1، ص 36، با تحقيق شعيب الأرنؤوط.

سپس موارد متعددى از سخت‌گيرى‌هاى ابن حبان را در توثيق رجال ذكر مى‌كند.

2. استناد چنين سخنى به بخارى ثابت نيست

با تفحص در كتاب‌هاى بخارى؛ از جمله التاريخ الكبير، الكنى، التاريخ الأوسط و ضعفاء الصغير، هيچ شرح حالى از علوان بن داوود پيدا نكرديم تا به صحت نسبت «منكر الحديث» بودن علوان از ديدگاه بخارى اطمينان پيدا كنيم. نخستين كسى كه اين مطلب ذكر كرده، عقيلى در كتاب الضعفاء الكبير است كه از آدم بن موسى، از بخارى نقل كرده است:

حدثني آدم بن موسى قال سمعت البخاري قال علوان بن داود البجلي ويقال علوان بن صالح منكر الحديث.

آدم بن موسى مى‌گويد: از بخارى شنيدم كه مى‌گفت: علوان بن داوود بجلى كه به او علوان بن صالح نيز مى‌گويند، روايات وى غير قابل قبول است.

العقيلي، أبو جعفر محمد بن عمر بن موسى (متوفاي322هـ)، الضعفاء الكبير، ج 3، ص 419، تحقيق: عبد المعطي أمين قلعجي، ناشر: دار المكتبة العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1404هـ - 1984م.

اشكال اساسى اين است كه نامى از آدم بن موسى ناقل سخن بخارى، در هيچ يك از كتاب‌‌هاى رجالى اهل سنت نيامده است و در حقيقت مجهول است؛ چنانچه محمد ناصر البانى در ارواء الغليل در رد روايتى كه آدم بن موسى در سلسله سند آن وجود دارد مى‌نويسد:

لكن آدم بن موسى لم أجد له ترجمة الآن.

در باره آدم بن موسى تا كنون شرح وتوضيحى نديده ام.

الألباني، محمد ناصر (متوفاي1420هـ)، إرواء الغليل، ج 5، ص 242، تحقيق: إشراف: زهير الشاويش، ناشر: المكتب الإسلامي - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية، 1405 - 1985 م.

بنابراين اصل استناد چنين سخنى به بخارى قابل اثبات نيست.

2. هر منكر الحديثى ضعيف نيست

هر منكر الحديثى نمى‌تواند ضعيف باشد؛ چرا كه اين اصطلاح در باره بسيارى از راويان ثقه نيز به كار رفته است.

ذهبى و ابن حجر نيز در جاى ديگر كه تقويت راوى به نفع آن‌ها بوده، تصريح كرده‌‌اند كه هر منكر الحديثى، ضعيف نيست.

ذهبى در ميزان الإعتدال در ترجمه احمد بن عتاب المروزى مى‌گويد:

ما كل من روي المناكير يضعّف.

 هر کسى که روايت منکر نقل کند، نبايد تضعيف ‌شود.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ) ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج 1، ص 259، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1995م.

ابن حجر عسقلانى در لسان الميزان در ترجمه حسين بن فضل البجلى مى‌گويد:

فلو كان كل من روى شيئاً منكراً استحق أن يذكر في الضعفاء، لما سلم من المحدثين أحد.

 اگر بنا باشد هر کسى که روايت منکرى را نقل کرده است ضعيف بدانيم و نام او را در رديف ضعفا بياوريم، هيچ يک از محدثان و راويان سالم نخواهند ماند.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ) لسان الميزان، ج 2، ص 307، تحقيق: دائرة المعرف النظامية - الهند، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1406هـ – 1986م.

حال بايد از ذهبى و ابن حجر پرسيد كه دليل اين برخورد دوگانه چيست؟! آيا جز تعصب و دفاع جانبدارانه از خلفا، مى‌توان براى آن دليل ديگرى يافت؟ و اتفاقا تنها روايتى كه او نقل كرده و از ديدگاه عالمان سنى «منكر» شمرده شده، همين روايت است.

دار قطنى در سؤالات الحاكم مى‌نويسد:

فسليمان بن بنت شرحبيل؟ قال: ثقة. قلت: أليس عنده مناكير؟ قال: يحدث بها عن قوم ضعفاء؛ فأما هو فهو ثقة.

از حاكم نيشابورى در باره سليمان بن داود پرسيدم، پاسخ داد: او مورد اعتماد است، گفتم: مگر وى روايات منكر ن دارد؟ پاسخ داد: احاديث منكر را از راويان ضعيف نقل مى‌كند؛‌ ولى خود مورد اعتماد است.

الدارقطني البغدادي، علي بن عمر أبو الحسن (متوفاي385هـ)، سؤالات الحاكم النيسابوري، ج 1، ص 217، رقم: 339، تحقيق: د. موفق بن عبدالله بن عبدالقادر، ناشر: مكتبة المعارف - الرياض، الطبعة: الأولى، 1404هـ – 1984م.

شمس الدين سخاوى مى‌نويسد:

وقد يطلق ذلك [منكر الحديث] على الثقة إذا روى المناكير عن الضعفاء.

اگر راوى مورد اعتماد‌ روايات منكر از ضعفا نقل كند، واژه «منكر الحديث» به وي اطلاق مي‌شود.

السخاوي، شمس الدين محمد بن عبد الرحمن (متوفاي902هـ)، فتح المغيث شرح ألفية الحديث، ج 1، ص 373، ناشر: دار الكتب العلمية - لبنان، الطبعة: الأولى، 1403هـ.

4. بخارى، از منكر الحديث، روايت نقل كرده است

در صحيح بخارى كه صحيح‌ترين كتاب اهل سنت پس از قرآن به شمار مى‌رود، از راويان متعددى نقل كرده است كه اصطلاح «منكر الحديث» در باره آنان به كار رفته است؛ به عنوان نمونه به نام چند نفر از آنان اشاره مى‌كنيم:

خالد بن مخلد

شمس الدين ذهبى در المغنى فى الضعفاء مى‌نويسد:

خالد بن مخلد القطواني من شيوخ البخاري. صدوق إن شاء الله. قال أحمد بن حنبل: له أحاديث مناكير. وقال ابن سعد: منكر الحديث مفرط التشيع. وذكره ابن عدي في الكامل فَساقَ له عشرة أحاديث منكرة. وقال الجوزجاني: كان شتّاماً معلناً بسوء مذهبه. وقال أبو حاتم: يكتب حديثه ولا يحتج به.

خالد بن مخلد قطوانى، استاد بخارى و راستگو است، احمد بن حنبل مى‌‌گويد: او احاديث منكرى دارد، ابن سعد او را منكر الحديث و شيعه افراطى ناميده است، ابن عدى در كتاب الكامل في الضعفاء ده حديث منكر از او نام مى‌برد، جوزجانى مى‌گويد: او فحاش است و مذهب باطل خود را آشكارا ترويج مى‌كرده است. ابوحاتم گفته: حديث خالد را مى‌شود نوشت و يادداشت كرد؛ ولي نمى‌شود به آن استدلال كرد.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ) المغني في الضعفاء، ج 1، ص 206، تحقيق: الدكتور نور الدين عتر.

ابن حجر در تهذيب التهذيب مى‌نويسد:

(خ م كد ت س ق) البخاري ومسلم وأبي داود في مسند مالك والترمذي والنسائي وابن ماجة خالد بن مخلد القطواني أبو الهيثم البجلي مولاهم الكوفي... قال عبد الله بن أحمد عن أبيه، له أحاديث مناكير... وقال بن سعد: كان متشيعاً، منكر الحديث، مفرطا في التشيع وكتبوا عنه للضرورة.

بخارى، مسلم، ابوداوود در مسند مالك، ترمذى، نسائى وابن ماجه از خالد بن مخلد قطوانى روايت نقل كرده‌اند.

عبد الله، پسر احمد از پدرش نقل مى‌كند كه گفت: خالد بن مخلد، احاديث غير قابل قبول نقل كرده است و ابن سعد گفته: خالد، گرايش به تشيع داشت و در آن افراط مى‌كرد و منكر الحديث است؛ ولى به اندازه ضرورت، احاديث وى نقل مى‌شود.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، تهذيب التهذيب، ج 3، ص 101، رقم: 221، ناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، 1404 - 1984 م.

نعيم بن حماد

ابن حجر عسقلانى در ترجمه نعيم بن حماد مى‌نويسد:

وقرأت بخط الذهبي أن هذا الحديث لا أصل له ولا شاهد تفرد به نعيم وهو منكر الحديث على إمامته. قلت نعيم من شيوخ البخاري.

دست نوشته ذهبى را خواندم كه گفته بود: اين حديث ريشه ندارد و حديث ديگرى شاهد بر صحت آن نيست؛ زيرا تنها راوى آن نعيم است ، با اين كه او از پيشوايان اهل سنت محسوب مى‌شود، منكر الحديث است.

من [ابن حجر] مى‌گويم: نعيم از استادان بخارى است.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الأمالي المطلقة، ج 1، ص 147، تحقيق: حمدي بن عبد المجيد بن إسماعيل السلفي، ناشر: المكتب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الأولى، 1416 هـ -1995م.

و در النكت الظراف مى‌نويسد:

قرأت بخط الذهبي: لا أصل له ولا شاهد، ونعيم بن حماد منكر الحديث مع إمامته.

براى اين حديث نه شاهدى بر صحت آن از احاديث ديگر وجود دارد و نه اساسى دارد، نعيم با آن كه پيشوا بود؛ ولى منكر الحديث است.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، النكت الظراف على الأطراف، ج 10، ص 173، تحقيق: عبد الصمد شرف الدين، زهير الشاويش، ناشر: المكتب الإسلامي - بيروت / لبنان، الطبعة: الثانية، 1403 هـ - 1983 م.

محمد بن عبد الرحمن الطفاوي

مزى در شرح حال محمد بن عبد الرحمن طفاوى مى‌نويسد:

(خ د ت س): محمد بن عبد الرحمن الطفاوي، أبو المنذر البَصْرِيّ... وَقَال أبو زُرْعَة: منكر الحديث.

بخارى، ابوداوود، ترمذى و نسائى از محمد بن عبد الرحمن طفاوى روايت نقل كرده‌اند. ابوزرعه گفته: او منكر الحديث است.

المزي، يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفاي742هـ)، تهذيب الكمال، ج 25، ص 652 ـ 653، تحقيق د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الأولى، 1400هـ – 1980م.

مقصود از (خ) بخاري؛ (د) ابوداوود؛ (ت) ترمذى و (س) نسائى است.

ابووليد باجى (متوفاي474هـ) مى‌نويسد:

محمد بن عبد الرحمن أبو المنذر الطفاوي، البصري، أخرج البخاري في الرقاب والبيوع عن علي بن المديني وأحمد بن المقدام.

عنه عن أيوب والأعمش وهشام بن عروة قال أبو حاتم الرازي: ليس به بأس، صدوق، صالح؛ إلا أنه يهم أحيانا. وقال أبو زرعة الرازي: هو منكر الحديث.

بخارى، از محمد بن عبد الرحمن طفاوى در مبحث رقاب و بيع حديث نقل كرده است‌، ابوحاتم رازى گفته: اشكالى در وى نيست، او راستگو و صالح است، فقط بعضى وقت‌ها دچار وهم وخيال مى‌شده و اشتباه مى‌كرده. ابوزرعه او را منكر الحديث ناميده است.

الباجي، سليمان بن خلف بن سعد أبو الوليد (متوفاي474هـ)، التعديل والتجريح لمن خرج له البخاري في الجامع الصحيح، ج 2، ص 533، رقم: 533، تحقيق: د. أبو لبابة حسين، ناشر: دار اللواء للنشر والتوزيع - الرياض، الطبعة: الأولى، 1406هـ – 1986م.

حسان بن حسان البصري

ابن حجر در شرح حال حسابن حسان مى‌نويسد:

(خ: البخاري) حسان بن حسان البصري أبو علي بن أبي عباد نزيل مكة روى عن شعبة وعبد الله بن بكر... .

وعنه البخاري وأبو زرعة وعلي بن الحسن الهسنجاني... قال أبو حاتم: منكر الحديث. وقال البخاري: كان المقري يثني عليه، توفي سنة 213.

بخارى از او روايت نقل كرده.

حسان بن حسان بصرى، ساكن مكه بود و از شعبه و عبد الله بن بكير روايت نقل كرده است. بخارى، ابوزرعه و علي بن حسن هسنجانى از او روايت نقل كرده‌اند. ابوحاتم گفته: او منكر الحديث است و بخارى گفته: مقرى او را ستايش كرده است.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، تهذيب التهذيب، ج 2، ص 217، ناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، 1404 - 1984 م.

الحسن بن بشر

ذهبى در باره حسن بن بِشْر مى‌نويسد:

(خ ت س) البخاري والترمذي والنسائي الحسن بن بشر بن سلم بن المسيب الهمداني البجلي أبو علي الكوفي روى عن أبي خيثمة الجعفي... .

وعنه البخاري وروى له الترمذي والنسائي بواسطة أبي زرعة...

وقال أحمد: أيضا روى عن زهير أشياء مناكير. وقال أبو حاتم: صدوق. وقال النسائي: ليس بالقوي. وقال: بن خراش: منكر الحديث.

بخارى، ترمذى و نسائى از او روايت نقل كرده‌اند.

حسن بن بشر همدانى، از ابوخيثمه جعفى روايت نقل كرده، و از او بخارى، و نسائى ـ با واسطه ابوزرعه ـ روايت نقل كرده‌اند. احمد گفته: حسن بن بشر از زهير روايات منكر نقل كرده است، ابوحاتم او را راستگو مى‌داند‌، نسائى گفته: قوى نيست و ابن خراش او را منكر الحديث مى‌داند.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، تهذيب التهذيب، ج 2، ص 223، رقم: 473، ناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، 1404 - 1984 م.

مفضل بن فضاله القتبانى المصري

ابن حجر در باره مفضل بن فضاله مى‌گويد:

وثقه يحيى بن معين وأبو زرعة والنسائي وآخرون وقال أبو حاتم وابن خراش: صدوق. وقال ابن سعد: منكر الحديث.

( قلت ) اتفق الأئمة على الاحتجاج به وجميع ماله في البخاري حديثان.

 يحيى بن معين و ابوزرعه و نسائى و ديگران او را توثيق كرده اند، ابوحاتم وابن خراش او را راستگو دانسته‌؛ ولى ابن سعد او را منكر الحديث مى‌داند.

من مى‌گويم: بزرگان از علما همه اتفاق دارند بر استدلال به روايات وى با توجه به اينكه در بخارى فقط دو حديث از وى نقل شده است.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ) هدي الساري مقدمة فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 1، ص 445، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت – 1379هـ.

داوود بن حُصين المدني:

ابن حجر در باره داوود بن حُصين مى‌گويد:

داود بن الحصين المدني وثقه ابن معين وابن سعد والعجلي وابن إسحاق وأحمد بن صالح المصري والنسائي... وقال الساجي: منكر الحديث متهم برأي الخوارج.

ابن معين، ابن سعد، عجلى، ابن اسحاق، احمد بن صالح مصرى و نسائى او را توثيق كرده‌اند؛ ولى ساجى احاديث وى را منكر دانسته و مى‌گويد: او از خوارج بود و از عقايد آنان پيروى مى‌كرد.

با اين حال در ادامه مى‌نويسد:

(قلت) روى له البخاري حديثا واحدا.

من [ابن حجر] مى‌گويم: بخارى يك حديث از وى نقل كرده است.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ) هدي الساري مقدمة فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 1، ص 339، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت – 1379هـ.

اسماعيل بن عبد الله

ابن حجر عسقلانى در ترجمه اسماعيل بن عبد الله بن زراره مى‌گويد:

قلت: وقد ذكر إسماعيل بن عبد الله بن زرارة الرقي أيضا في شيوخ البخاري الحاكم وأبو إسحاق الحبال وأبو عبد الله بن مندة وأبو الوليد الباجي وابن خلفون في الكتاب المعلم برجال البخاري ومسلم وقال: قال الأزدي: منكر الحديث جداً وقد حمل عنه.

عالمان رجال؛ مانند حاكم نيشابوري، ابواسحاق حبال، ابن منده، باجى، و ابن خلدون در كتاب المعلّم برجال البخارى ومسلم، اسماعيل بن عبد الله بن زراره را در زمره استادان بخارى ذكر كرده‌اند؛ ولى ازدى مى‌گويد: او منكر الحديث است و از وى روايت نقل شده است.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، تهذيب التهذيب، ج 1، ص 269، ناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، 1404 - 1984 م.

محمد بن إبراهيم التيمي و زيد بن أبي انيسه

زيعلى در نصب الراية مى‌نويسد:

وقد قال أحمد بن حنبل في محمد بن إبراهيم التيمي: يروي أحاديث منكرة وقد اتفق عليه البخاري ومسلم وإليه المرجع في حديث «إنّما الأعمال بالنيات» وكذلك قال في زيد بن أبي انيسة: في بعض حديثه إنكارة وهو ممن احتج به البخاري ومسلم وهما العمدة في ذلك... .

احمد بن حنبل گفته است: محمد بن ابراهيم تيمى احاديث غير قابل قبول نقل كرده است و حال آن كه بخارى و مسلم به او عقيده دارند و حديث «انما الأعمال بالنيات» به او برمى‌گردد.

همچنين احمد بن حنبل در باره زيد بن أنيسه گفته است: در برخى از احاديث او منكراتى وجود دارد؛ ولى بخارى و مسلم به روايت او اعتماد كرده‌اند. و همين اعتماد بخاري و مسلم اساس صحت روايت او است.

الزيلعي، عبدالله بن يوسف أبو محمد الحنفي (متوفاي762هـ)، نصب الراية لأحاديث الهداية، ج 1، ص 179، تحقيق: محمد يوسف البنوري، ناشر: دار الحديث - مصر – 1357هـ.

تحريف روايت، توسط اهل سنت

جالب اين است كه برخى از عالمان اهل سنت، به خاطر حفظ آبروى ابوبكر، روايت را تحريف مى‌كنند. ابوعبيد قاسم بن سلام در كتاب الأموال و بكرى اندلسى در كتاب معجم ما استعجم مى‌نويسند:

أما إني ما آسي إلا على ثلاث فعلتهن وثلاث لم أفعلهن وثلاث لم أسأل عنهن رسول الله (ص) وددت أني لم أفعل كذا لخلة ذكرها.

قال أبو عبيد: لا أريد ذكرها.

آگاه باشيد که من بر سه چيز که انجام دادم غصه مى‌خورم و سه چيز که انجام نداده‌ام و سه چيز که دوست داشتم آن را از رسول خدا مى‌پرسيدم.

دوست داشتم که من فلان کار را نمى‌کردم!!! آن‌گاه موارد آن را ذكر كرده .ابوعبيده مى‌گويد: من نمى‌خواهم بگويم ابوبکر چه گفت... .

أبو عبيد القاسم بن سلام (متوفاي224هـ )، كتاب الأموال، ج 1، ص 174، ناشر: دار الفكر. - بيروت. تحقيق: خليل محمد هراس، 1408هـ - 1988م؛

البكري الأندلسي، عبد الله بن عبد العزيز أبو عبيد (متوفاي487هـ)، معجم ما استعجم من أسماء البلاد والمواضع، ج 3، ص 1076 ـ 1077، تحقيق: مصطفى السقا، ناشر: عالم الكتب - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1403هـ.

و حاكم نيشابورى به صورت كامل بحث هجوم به خانه صديقه شهيده را از روايت حذف كرده تا خيال همه راحت شود و اصلا نيازى به بحث‌هاى رجالى نباشد:

أخبرنا الحسين بن الحسن بن أيوب أنبأ علي بن عبد العزيز ثنا أبو عبيد حدثني سعيد بن عفير حدثني علوان بن داود عن صالح بن كيسان عن حميد بن عبد الرحمن بن عوف عن أبيه قال دخلت على أبي بكر الصديق رضي الله عنه في مرضه الذي مات فيه أعوده فسمعته يقول وددت أني سألت النبي صلي الله عليه وسلم عن ميراث العمة والخالة فإن في نفسي منها حاجة.

النيسابوري، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم (متوفاي405 هـ)، المستدرك على الصحيحين، ج 4، ص 381، ح7999، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

سند اين روايت همان سندى است كه از مصادر ديگر نقل شد و قضيه ملاقات عبد الرحمن بن عوف نيز همانند روايات گذشته مربوط به آخرين روزهاى حيات ابوبكر است؛ ولي متأسفانه دست امانت‌دار ناقلين تاريخ متن روايت را كاملا تحريف كرده تا كوچكترين اهانت و طعنى به جناب خليفه صورت نپذيرد.

اين تحريفات بهترين دليل بر صحت آن است؛ چرا كه اگر روايت ضعيف بود، نيازى به تحريف نبود و مى‌توانيستند به جاى دستبردن به روايت، ضعف آن را گوشزد كنند.

نتيجه

تنها اشكالى كه به اين روايت شده، منكر الحديث بودن عُلوان بن داوود بود، اين اشكال مردود است؛ چرا كه اولاً: برخى از بزرگان اهل سنت، روايت را تصحيح كرده‌اند؛ ثانياً: ابن حبان شافعى كه به اعتقاد برخى از بزرگان اهل سنت از متشددين در توثيق است، علوان بن داوود را توثيق كرده؛ ثالثاً: منكر الحديث بودن علوان بن داوود قابل اثبات نيست، رابعاً: بر فرض صحت اين مطلب، ضررى به صحت روايت نمى‌زند؛ چرا كه تعبير «منكر الحديث» در باره بسيارى از ثقات و حتى راويان كتاب بخارى نيز به كار برده شده است. در نتيجه روايت از نظر سندى هيچ مشكلى ندارد.

موفق باشيدبياييد و مردانه به روايت اشکال بگيريد شمايي که ميگي همه اهل سنت هستند بهتره بدوني چاهار عالمه شما دويست سال بعد از پيامبر اومدن و مذاهب شمارو درست کردن و تا اون زمان شما مذهاب عايشه اي و اين چيزا داشتيد يکي از هزاران دليل من براي اينکه به تو امثال تو ثابت بشه مذهب شيعه از زمانه مولامون حضرت علي شکل گرفته اينه که در نهج البلاغه نام شيعه اومده(( ومنه في ذكر السائرين إلى البصرة لحربه عليه السلام ) فقدموا على عمالي وخزان بيت مال المسلمين الذي في يدي ، وعلى أهل مصر كلهم في طاعتي وعلى بيعتي ، فشتتوا كلمتهم ، وأفسدوا علي جماعتهم . ووثبوا على شيعتي فقتلوا طائفة منهم غدرا ، وطائفة عضوا على أسيافهم فضاربوا بها حتى لقوا الله صادقين .

نهج البلاغة : من کلام له في الشکوي من قريش و ظلمهم له ، باب ومنه في ذكر السائرين إلى البصرة لحربه عليه السلام حديث 218...
وهمچنين::زماني که آيه ( إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية ) نازل شد رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به علي امير المؤمنين فرمودند : منظور از اين آيه تو و شيعيانت هستيد
.سورة البينة ، آية 7 .براي نمونه چندتا منبع از بزرگان طراز اول اهل سنت براي اين روايت و مياريم معرفي ميکنيم:والصواعق المحرقة لابن حجر ص 96 ؛ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني ج 2 ، ص 356 - 66 ح 1125 - 1148؛كفاية الطالب للكنجي الشافعي ص 244 و 245 و 246 ؛ المناقب للخوارزمي ص 62 و 187؛ الفصول المهمة لابن الصباغ المالكي ص 107 ؛ ينابيع المودة ـ قندوزي الحنفي ـ ص 62؛ نور الأبصار ص 71 و 102 ؛ الدرالمنثورـ سيوطي ـ ج 6 ، ص 379؛ تفسير الطبري ج 3 ، ص 146؛ تذكرة الخواص لابن الجوزي ص 18؛ فتح القدير للشوكاني ج 5 ، ص 477؛ فرائد السمطين ج 1 ، ص 156 .تاريخ مدينة دمشق ج42، ص 371،‌ ذيل ترجمه اميرالمؤمنين علي عليه السلام .تاريخ بغداد ج12، ص 284، ذيل ترجمه عصام بن الحكم بن عيسى بن زياد بن عبد الرحمن رقم 6731 .المعجم الکبير ـ الطبراني ج1، ص 319، حديث 948 ، باب عبيدالله بن أبي رافع عن ابيه .ظم درر السمطين ـ زرندي حنفي ـ ص 92 .
پس تا اينجا ثابت شد مذهب شيعه بسيار قبل تر از مذهب شما شکل گرفته و قبل از اينکه چاهار بزرگه شما متولد بشن و شما پيرو اونا بشين ما پيرو مولامون حضرت اميرالمومنين علي ابن ابي طالب بوديم يعني ده ها و ده ها و ده ها سال قبل از بدنيا اومدن بزرگانه شما که افتخار شاگرديه ائمه ي مارو داشتن جالبته که استاد بي همتارو ول کنيم بريم دنبال شاگرد.انکار شهادت حضرت فاطمه زهرا صديقه ي شهيده (س) همچون انکار وجود خداند است هرچند کساني که براي پيامبر حرمت قائل نيستند و به او تهمت هذيان ميزنند و به نبوت او بار ها شک ميکنند و سر او داد ميزنند و توطئه ي تررو پيامبر رو در سر داشتند و ناکام مانند و زنان را چه در زمان جاهلي و چه درزمان رسول خدا وجلوي چشمان آن حضرت با شلاق ميزدند و از جنگ ها ميگريختند اصلا بعيد نيست که حرمت حضرت صديقه ي شهيده (س) را نگه دارند کسي که خشم او خشم خداست و سرور تمام زن هاي هفت آسمان است اين شمايي که ام المومنين عايشه را بهشتي ميدونيد بايد اينم بدونيد سرور او و تمام زنان در بهشت حضرت صديقه ي شهيده فاطمه زهرا (س) و تهديد چنين کسي مساويست با تا ابد در قعر جهنم ماندن چه رسد به حمله به خانه اش.اونجا که پيامبر دست به شمشير نميبره و جلو چشمانش سميه را به طرز فجيعي شکنجه ميدن شما خوب بلديد از مصلحت حرف بزنيد اما تا نوبت به مولا علي ميرسه که از پيامبري که خدا ميگه او را الگوي خود گيريد پيروي کنه همه جور تهمت هارو به او ميزنيد و هزارتا شبهه ي بچگانه و جاهلانه مطرح ميکنيد کارتون به جايي رسيده که براي انکار شهادت خانه هاي مدينه را هم بي در ميکنيد هرچند آنچنان در کتاب هايتان تناقض وجود دارد که ماننده ديگر شبهاتتان از کتاباي خودتون به سادگي قابل جوابه.اگر شما معتقديد ابوبکر و عمر و عثمان فضيلت دارند بسم الله يک روايت صحيح از کتاباي خودتون بياريد و به سايت ولي عصر ارائه بديد.واقعا کاره خداست که هيچ روايت با سنده صحيح درباره فضائل خلفايتان در کتاب هاي خودتان نداريد اين فاجعه ايست که راه فراري ندارد.هزاران دليل براي بد بودن رابطه ي مولا علي در کتاب هايتان موجود است اما براي به حاشيه بردن اين روايات موضوعات بچه گانه اي را مطرح ميکنيد.در کتاب هايتان مولا علي خلفايتان را دروغگو و گنهکارو حيله گر ميدونه در کتاب هايتان حضرت صديقه ي طاهره با خلفايتان قهر ميکنه و تا آخره عمر با اونا سخن نميگه و ازشون خشمگينه و خشم او خشم خداست..در کتاب هاتون حضرت علي ابوبکر و استبدادگر ميدونه از ديدن چهره ي عمر کراهت داره.در کتاب هاتون حضرت علي و حضرت فاطمه زهرا صديقه ي شهيده تا شش ماه با ابوبکر بيعت نميکنند.در کتاب هايتان وقتي عثمان ميميرد حضرت علي نميره تا جنازشو از زباله داني ها برداره واقعا به چه اميدي ميگيد رابطه ي مولامون علي با خليفه هاتون خوب بوده به خدا من خجالت ميکشم جاي علماي شما.هزارتا خطبه در نهج البلاغه در شکايت از خلفايتان وجود داره چسبيديد به اين که منظور از بلاد فلان عمر است.بابا اونهمه خطبه که مولا داره شديدا خلفاتونو به باد انتقاد و رسوايي قرار ميده رو نميبينيد و فقط فلاني که معلوم نيست چه کسيه رو ميبينيد؟چند تا روايت از کتاباتون ميارم تا ببينيد کتابايي که مثل قرآن قبول داريد چه تهمت هايي که نزدن و اونوقت بريد بازهم ختم صحيح بخاري برگذارکنيد.

برتري عايشه به زنان ديگر پيامبر مانند آبگوشت بر ساير غذاها صحيح بخارى، ج 4 ص 192 و 200
- حسادت عايشه نسبت به هوو وشکستن ظرف غذا سنن أبي داود ج 3 ص 640كتاب الاحكام
- حسادت نسبت به حفصه صحيح بخارى ج 7 ص 46
- پادراز کردن عايشه هنگام سجده پيامبر ص در جلوي نماز ايشان صحيح بخارى، ج 1، ص 107 و 137، كتاب الصلاة
- پيامبر ص به عايشه : باز شيطانت به سراغت آمد؟ صحيح مسلم ج 4 ص 2168
- تعقيب کردن پيامبر از سوي عايشه صحيح مسلم، ج 1، ص 352، كتاب الصلاة
- وضو گرفت عايشه در مقابل مرد نامحرم صحيح بخارى، ج 3 ص 225، كتاب الشهادات
- آياتي از قرآن زير لحاف عايشه بوده که بز آنرا خورده(آيه رضاع کبير ورجم) سنن ابن ماجه، ج 1 ص 625
- در غضب بودن عايشه از پيامبر ص صحيح بخارى، ج 7، ص 47، كتاب النكاح، باب غيرة النساء ووجدهنّ
- پيامبرص همراه عايشه رقص و آواز دختران حبشي رانگاه مي کرد !!! صحيح بخاري ج 2 ص 608 کتاب العيدين


- توهين عايشه به عثمان و گفتن لفظ نعثل کافر به خليفه تاريخ طبري ج3 ص 477 حوادث سال 36
- دستور تير باران جسد مطهر آقا امام حسن مجتبي ع انساب الاشراف ج3 ص 61 - تاريخ يعقوبي ج 2 ص 225
- شادي وخوشحالي عايشه پس از شنيدن خبر شهادت مولا علي ع طبقات ابن سعد ج3 ص 27
- شعر ومدح عايشه در وصف قاتل مولا علي ع تاريخ طبري ج 7 ص 88 - کامل في التاريخ ابن اثير ج3 ص 157
- لعن معاويه از سوي عايشه در نمازها کامل في التاريخ ابن اثير ج 3 ص 357 حوادث سال 38
- عايشه : بول وضو راباطل نمي کند. مسند احمدابن حنبل ج 6 ص 95 – سنن ابي داوود ج1 ص 18
- اتفاق عايشه وحفصه براي آزار دادن رسول خدا ص صحيح بخاري ج 6 ص 69
- کشته شدن حدود بيست هزار نفر درجنگ جمل به فرماندهي عايشه مروج الذهب مسعودي ج 2 ص 371
شيعيان همچون شمابرادران عزيز اهل سنت کتابي ندارن که بگن همش صحيحه بلکه ما تا يک روايت رو برسي سندي نکنيم نميپذيريم.
به جاي شبهه پراکني ها بياييد و مستقيما روايي بحث کنيد..يا علي مدد

 


ببخشيد اگر ميشه اون سندي که اول مقاله از تاريخ طبري نقل کرديد را با اسم کتاب و باببش نقل کنيد.
و همچنين کتاب و باب سند ﻓَﻘَﺎﻝَ ﻋُﻤَﺮُ ﻟَﺎ ﻭَﺍﻟﻠَّﻪِ ﻟَﺎ ﻳُﺨَﺎﻟِﻔُﻨَﺎ ﺃَﺣَﺪٌ ﺇِﻟَّﺎ ﻗَﺘَﻠْﻨَﺎﻩُ
ﻓﺘﺢ ﺍﻟﺒﺎﺭﻱ ﺷﺮﺡ ﺻﺤﻴﺢ ﺍﻟﺒﺨﺎﺭﻱ 7/31 را بديد .
با تشکر
جواب نظر:

 

با سلام

 

دوست گرامي

 

روايت پشيماني ابوبکر در تاريخ طبري در قسمت معرفي ابوبکر در ذيل «ذكر أسماء قضاته وكتابه وعماله على الصدقات» به اين صورت آمده است:  قال أبو بكر رضي الله عنه أجل إني لا آسى على شيء من الدنيا إلا على ثلاث فعلتهن وددت أني تركتهن وثلاث تركتهن وددت أني فعلتهن وثلاث وددت أني سألت عنهن رسول الله فأما الثلاث اللاتي وددت أني تركتهن فوددت أني لم أكشف بيت فاطمة عن شيء وإن كانوا قد غلقوه على الحرب .الأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310 ، تاريخ الطبري  ج 2   ص 353 دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت

 

همچنين جمله ﻓَﻘَﺎﻝَ ﻋُﻤَﺮُ ﻟَﺎ ﻭَﺍﻟﻠَّﻪِ ﻟَﺎ ﻳُﺨَﺎﻟِﻔُﻨَﺎ ﺃَﺣَﺪٌ ﺇِﻟَّﺎ ﻗَﺘَﻠْﻨَﺎﻩُ در فتح الباري در باب قول النبي صلى الله عليه و سلم لو كنت متخذا خليلا آمده است

: عمر سليمي)اردبيل - تاريخ: 11 ارديبهشت 91)
ايشان مي گويد که : ....... مي دونيد چرا چون شيعه كه نبوده..... اغلب محققين بر اين نظرند يعقوبي اصالتي شيعه داره ....
1- يعقوبي را اگر در گوگل جستجو کنيد : متولد حدود 200 هجري قمري هست
2- اگر به نظر عمر سليمي و محققين مورد تاييدشان يعقوبي اصالتي شيعه داشته يعني اعتراف مي کنند که نسلهاي قبلتر از يعقوبي هم شيعه بوده اند يعني تشيع نه تنها در سنه 200 هجري وجود داشته بلکه در دهها سال قبلتر هم وجود داشته !
3- به همين راحتي محققين شما هم به وجود تشيع از اول اسلام اعتراف کرده اند و هم به وجود مورخ شيعي به نام يعقوبي ! ( چون خود عم سليمي منكر وجود يك مورخ شيعي شده !)
4- يعني شما در 3- 4 سطر كامنت خودتان، خودتان را نقض کرده ايد!


سوالي كه در اينجا مطرح است ، اين است كه باتوجه به اينكه اين همه روايات متقن و محكم در رابطه با اين جنايت سفيه وجود دارد ، پس چرا علماي اهل سنت واقعيت را براي عوام خود مطرح نمي كنند تا از خواب غفلت بيدار شوند .
جواب نظر:

با سلام 

دوست گرامي

واقعيت اين است که بسياري از اين آقايان و نيز علماي کنوني اهل سنت و وهابيت واقعيت را به خوبي مي دانسته و مي دانند ولي به همان دلايلي که اصحاب پس از رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمايشان آن حضرت را نديده گرفته و آن را کتمان کردند اينان نيز همان عمل را انجام مي دهند. با اينکه وجود مقدس پيامبر اکرم بارها و بارها به امامت و خلافت اميرالمومنين علي عليه السلام تاکيد کرده بود ولي آنان با وجود اينکه اين امر را مکررا و با چشمها وگوشهاي خود از پيامبر ديده و شنيده بودند به فرمايشان آن حضرت پشت کردند حال ديگر چه انتظاري مي توان از پيروان آنها يعني امثال ابن اثير و ديگر علماي اهل سنت داشت. مهمترين مسئله در اين خصوص تعصّب است، تعصب شخص متعصّب را وادار مي كند نه تنها حرف حق را بپذيرد و بگويد بلکه وادار مي کند تا  يک واقعيت و حرف تلخ را طبق باب ميل خود توجيه کند. درقآن
با نگاه به قرآن درباره کتمان حقايق متوجه خواهيم شد که چرا عده اي به دنبال کتمان حقايق هستند؛ قرآن  مهمترين علل و زمينه ­هاي کتمان حقيقت از سوي انسانها را موارد زير معرفي مي­ کند

1-شک در مصاديق حق. قَالُواْ أَ جِئْتَنَا بِالحَْقّ‏ِ أَمْ أَنتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ«آيا مطلب حقّى براى ما آورده‏اى، يا شوخى مى‏كنى» انبياء 55

2-تکبر و غرور . ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِم مُّوسىَ‏ وَ هَارُونَ إِلىَ‏ فِرْعَوْنَ وَ مَلَايْهِ بَِايَاتِنَا فَاسْتَكْبرَُواْ وَ كاَنُواْ قَوْمًا مجُّْرِمِينَ(75) فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُواْ إِنَّ هَاذَا لَسِحْرٌ مُّبِين .بعد از آنها، موسى و هارون را با آيات خود به سوى فرعون و اطرافيانش فرستاديم اما آنها تكبّر كردند (و زير بار حق نرفتند چرا كه) آنها گروهى مجرم بودند و هنگامى كه حق از نزد ما بسراغ آنها آمد، گفتند: «اين، سحرى است آشكار!» يونس 75- 76
3-کفر و تعصبات جاهلانه .وَ إِذَا تُتْلىَ‏ عَلَيهِْمْ ءَايَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالُواْ مَا هَاذَا إِلَّا رَجُلٌ يُرِيدُ أَن يَصُدَّكمُ‏ْ عَمَّا كاَنَ يَعْبُدُ ءَابَاؤُكُمْ وَ قَالُواْ مَا هَاذَا إِلَّا إِفْكٌ مُّفْترًَى  وَ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِلْحَقّ‏ِ لَمَّا جَاءَهُمْ إِنْ هَاذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِين . و هنگامى كه آيات روشنگر ما بر آنان خوانده مى‏شود، مى‏گويند: «او فقط مردى است كه مى‏خواهد شما را از آنچه پدرانتان مى‏پرستيدند بازدارد!» و مى‏گويند: «اين جز دروغ بزرگى كه (به خدا) بسته شده چيز ديگرى نيست!

4-حسادت . وَدَّ كَثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَينَ‏َ لَهُمُ الْحَقُّ  فَاعْفُواْ وَ اصْفَحُواْ حَتىَ‏ يَأْتىِ‏َ اللَّهُ بِأَمْرِهِ  إِنَّ اللَّهَ عَلىَ‏ كُلّ‏ِ شىَ‏ْءٍ قَدِير. بسيارى از اهل كتاب، از روى حسد- كه در وجود آنها ريشه دوانده- آرزو مى‏كردند شما را بعد از اسلام و ايمان، به حال كفر باز گردانند با اينكه حق براى آنها كاملا روشن شده است. شما آنها را عفو كنيد و گذشت نماييد تا خداوند فرمان خودش (فرمان جهاد) را بفرستد خداوند بر هر چيزى تواناست. بقره 109

 

5-دنياطلبي و تلاش براي رسيدن به زرق و برق­هاي دنيايي . إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَ يَشْترَُونَ بِهِ ثمََنًا قَلِيلاً  أُوْلَئكَ مَا يَأْكلُُونَ فىِ بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ وَ لَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَمَةِ وَ لَا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(174) أُوْلَئكَ الَّذِينَ اشْترََوُاْ الضَّلَالَةَ بِالْهُدَى‏ وَ الْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ  فَمَا أَصْبرََهُمْ عَلىَ النَّارِ(175) ذَالِكَ بِأَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الْكِتَابَ بِالْحَقّ‏ِ  وَ إِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فىِ الْكِتَابِ لَفِى شِقَاقِ  بَعِيد .كسانى كه كتمان مى‏كنند آنچه را خدا از كتاب نازل كرده، و آن را به بهاى كمى مى‏فروشند، آنها جز آتش چيزى نمى‏خورند (و هدايا و اموالى كه از اين رهگذر به دست مى‏آورند، در حقيقت آتش سوزانى است.) و خداوند، روز قيامت، با آنها سخن نمى‏گويد و آنان را پاكيزه نمى‏كند و براى آنها عذاب دردناكى استاينان، همانهايى هستند كه گمراهى را با هدايت، و عذاب را با آمرزش، مبادله كرده‏اند راستى چقدر در برابر عذاب خداوند، شكيبا هستنداينها، به خاطر آن است كه خداوند، كتاب (آسمانى) را به حق، (و توأم با نشانه‏ها و دلايل روشن،) نازل كرده و آنها كه در آن اختلاف مى‏كنند، (و با كتمان و تحريف، اختلاف به وجود مى‏آورند،) در شكاف و (پراكندگى) عميقى قرار دارند 

. چند تا سوال چند دفعه ازتون برسيدم ولي جواب نداديد فك كنم نرسيد بهتون.در مورد روايت پشيماني ابوبكر يه سايتي يه شبهه آوردي كه در يك جاي روايت ابوبكر ميگه اي كاش از رسول خدا مي برسيدم خليفه ي بعد خودش كيه و اگه اين روايت صحيح باشه واقعه ي غدير زير سوال ميره در جواب چي ميگيم؟ بعد روز شمار شهادت حضرت زهرا بعد از رحلت رسول خدا به ترتيب اتفاقات با منبع رو مي خواستم متشكر
جواب نظر:

باسلام

دوست گرامي؛ در مورد اين گونه روايات يا سخنان که فرد در ضمن آن به مواردي اقرار و در مورد چيزهايي ادعا مي کند طبق قواعد فقهي و قانوني اقرار او پذيرفته است زيرا «اقرار العقلا علي انفسهم نافذ» يعني اگر کسي عليه خود بر چيزي اقرار نمايد همان اقرار براي حکم عليه او کفايت مي کند چنانکه همينک در محاکم قضايي اينگونه حکم مي شود. ولي در مورد چيزهايي که ادعا مي کند بايد براي ادعاي خود دليل و شاهد بياورد در اين روايت هم ابوبکر به هجوم بر خانه حضرت فاطمه سلام الله عليها اقرار کرده و اين اقرار او را عليه خودش مي پذيريم اما ادعاي او مبني بر اينکه کاش فلان کار را مي کردم را چون دليل و شاهد ارائه نکرده نمي پذيريم مضاف به اينکه اين ادعا با دلايل متواتر همانند روايت غدير و... مردود است.

برخي از وقايع رحلت رسول الله صلي الله عليه و آله تا شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها احتمالاً از اين قرار بوده است:

پنجشنبه 24 صفر روز درخواست قلم و دوات براي ثبت ولايت علي عليه السلام

دوشنبه 28 صفر روز رحلت رسول الله صلي الله عليه و آله و انکار وفات از سوي عمر در غياب ابوبکر

سه شنبه 29 صفر اجتماع انصار در سقيفه و پيوستن ابوبکر و عمر و ابوعبيده و مغيره و... به آنها و بيعت با ابوبکر

ندا دادن عمر و خبر کردن مردم براي بيعت

نماز بر پيامبر صلي الله عليه و آله

خانه نشيني حضرت امير عليه السلام براي جمع آوري قرآن بهمراه شان نزول و تفاسير و... مربوطه

چهارشنبه 30 صفر دفن رسول الله صلي الله عليه و آله

کمک گرفتن از قبيله اسلم براي اجبار مردم بر بيعت

هجوم هاي سه گانه براي اخذ بيعت از اهل بيت عليهم السلام

آتش زدن درب خانه حضرت فاطمه سلام الله عليها

شهادت حضرت محسن سلام الله عليه

اخذ بيعت اجباري از حضرت علي عليه السلام

غصب فدک

اقدامات حضرت زهرا سلام الله عليها براي پس گرفتن فدک

اهانت عمر به حضرت زهرا سلام الله عليها

عيادت ابوبکر و عمر براي دلجويي از حضرت زهرا سلام الله عليها

عيادت زنان مدينه و خطبه حضرت زهرا سلام الله در جمع آنان

شهادت حضرت زهراي مرضيه سلام الله عليها

در ضمن وقتي اهل بيت در روايات فرموده اند سيد يماني از يمن ، سيد حسني از گيلان ، سفياني از شام ، مردي از قم ، مردي از قزوين ، مردي از کوفه و مردي از ... يعني نام منطقه خروج همه اينها را ذکر کرده باشند قطعا بايد فرموده باشند و ذکر کرده باشند که سيد خراساني = مشرقي هم از کجا قيام ميکنند ؟؟؟ که فرموده اند : از چين
و بدانيم مقام معظم رهبري جايگاه خودشان را دارند و اصلا سيد يماني و سيد حسني و سيد خراساني آن قدر هم از مهمات نيستند فقط از علائم سال ظهورند زيرا که حضرت امام باقر عليه السلام با اينکه رواياتي براي ياري اينها صادر شده اما صراحتا در انتهاي روايت خراساني در مورد سيد خرساني و ديگر علائم حتمي ميفرمايند : اگر من آن زمان را درک کنم جان خويش را براي ياري صاحب اين امر يعني حضرت مهدي عج حفظ ميکنم (اني لو ادرکت ذلک لابقيت نفسي لصاحب الامر الغيبة طوسي ص 262 و الغيبة النعماني ص 156
يعني حضرت ميفرمايند من سيد خراساني را ياري نميکنم
[الغيبة للنعماني‏] ابْنُ عُقْدَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ يَحْيَى بْنِ سَامٍ عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْكَابُلِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ أَنَّهُ قَالَ كَأَنِّي بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ يَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا يُعْطَوْنَهُ ثُمَّ يَطْلُبُونَهُ فَلَا يُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِكَ وَضَعُوا سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوا فَلَا يَقْبَلُونَهُ حَتَّى يَقُومُوا وَ لَا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُمْ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّي لَوْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ لَأَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ بحارالأنوار ج : 52 ص : 244)
و در روايت ديگري حضرت ميفرمايند شيعيان ما فقط به ياري حضرت مهدي عج هنگام ظهورش برويد و لاغير ( بحارالانوار ج 52 ص224 از [تفسير العياشي‏] عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع يَقُولُ الْزَمِ الْأَرْضَ لَا تُحَرِّكَنَّ يَدَكَ وَ لَا رِجْلَكَ أَبَداً حَتَّي ... خَرَجَ رَجُلٌ مِنْهُمْ مَعَهُ ثَلَاثُ مِائَةٍ وَ بِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلًا وَ مَعَهُ رَايَةُ رَسُولِ اللَّهِ ص )
بنابراين برخي ها نبايد به اين راحتي تطبيق کنند و پا را فراتر از کلام اهل بيت بگذارند مثل اينها که بارها تطابيقشان اشتباه از کار در آمد مثل آخرين آن همين آقاي احمدي نژاد که ميگفتند شيعب بن صالح است و در سال ششم رياستش خروج ميکند و ... پناه بر خدا
شيعه طبق کلام اهل بيت براي فهميدن اين امر بايد صبر کند تا سال ظهور در ماه رجب که سفياني قيام ميکند آنگاه سيد يماني از يمن و سيد حسني از ايران و سيد خراساني از چين با يارانشان به مقابله با او قيام ميکنند و چند ماه بعد از آن هم حضرت بقية الله ظهور ميکنند و ما شيعيان بايد به ياري ايشان برويم ان شاء الله والسلام
و اما قيام سيد خراساني از چين :
خص، [منتخب البصائر] مِنْ كِتَابِ السُّلْطَانِ الْمُفَرِّجِ عَنْ أَهْلِ الْإِيمَانِ تَصْنِيفِ السَّيِّدِ الْجَلِيلِ بَهَاءِ الدِّينِ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ الْكَرِيمِ الْحَسَنِيِّ يَرْفَعُهُ إِلَى عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَال كُنْتُ نَائِماً فِي مَرْقَدِي إِذْ رَأَيْتُ فِيمَا يَرَى النَّائِمُ قَائِلًا يَقُولُ حُجَّ السَّنَةَ فَإِنَّكَ تَلْقَى صَاحِبَ الزَّمَانِ وَ ذَكَرَ الْحَدِيثَ بِطُولِهِ ثُمَّ قَالَ : :
مولا صاحب الزمان عج :
يَا ابْنَ مَهْزِيَارَ إِنَّهُ إِذَا فُقِدَ الصِّينِيُّ وَ تَحَرَّكَ الْمَغْرِبِيُّ وَ سَارَ الْعَبَّاسِيُّ وَ بُويِعَ السُّفْيَانِيُّ يُؤْذَنُ لِوَلِيِّ اللَّهِ فَأَخْرُجُ بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمُرْوَةِ فِي ثَلَاثِمِائَةٍ وَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ...
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏53، ص: 105
در ضمن تشرف عليّ بن مهزيار خدمت حضرت صاحب الزمان ... از علائم سال ظهور :
اي پسر مهزيار همانا هنگام فقدان مرد چيني (سيد خراساني) و حرکت و قيام مغربي و به راه افتادن عباسي (شايد يماني) و بيعت با سفياني اذن داده ميشود به ولي خدا ، پس خروج ميکند ( امام زمان عج ) با 313 نفر در بين صفا و مروه ...
منتخب البصائر
بحارالانوار ج 53 ص 105
نکته : در اين روايت چيني و مغربي و سفياني و عباسي (شايد يماني) کنار هم ذکر شده است
امام باقر عليه السلام :
يکون خروج السفياني و اليماني و الخراساني في يوم واحد من شهر رجب من تلک السنة
خروج سفياني و يماني و خراساني در روز واحد از ماه رجب و در يک سال اتفاق ميافتد .
الغيبة النعماني ص 161
در اين روايت نيز سفياني و يماني و خرساني در کنار هم ذکر شده است .
امام صادق عليه السلام در بيان نشانه هاي پيش از قيام قائم :
رواه محمد بن رهبان الدبيلي قال حدثنا أبو علي محمد بن الحسن بن محمد بن جمهور القمي قال حدثنا أبي عن أبيه محمد بن جمهور عن أحمد بن الحسين السكري عن عباد بن محمد المدائني قال دخلت على أبي عبد الله ع بالمدينة ... حضرت امام صادق عليه السلام :
... قلت متى يكون خروجه جعلني الله فداك قال إذا شاء من لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ قلت فله علامة قبل ذلك قال نعم علامات شتى قلت مثل ما ذا قال خروج راية من المشرق و راية من المغرب و فتنة تظل أهل الزوراء و خروج رجل من ولد عمي زيد باليمن و انتهاب ستارة البيت‏
خروج پرچمي از مشرق (سيد خراساني) و پرچمي از مغرب و خروج مردي از فرزندان عمويم زيد (سيد يماني ) در يمن
فلاح السائل و نجاح المسائل، ص: 171
در اين روايت نيز مشرقي و مغربي و يماني در کنار هم ذکر شده است .
در نتيجه مشرقي خراساني چيني يک نفر هستند و آنهم کسي نيست جز سيد خراساني
امير المومنين علي عليه السلام :
خروج رجل من ولد الحسين بن علي من المشرق
خروج مردي از فرزندان امام حسين عليه السلام از مشرق
(احتمال بسيار زياد از زيد بن علي بن الحسين ع از نسل زيد پسر امام سجاد پسر امام حسين عليهم السلام)
يوم الخلاص ص 757 و الملاحم والفتن ص 68

جابر از امام باقر (ع)روايت مي کند: جواني از بني هاشم از خراسان با پرچم هاي سياه قيام مي کند که در کف دست راست او خالي است و پيشاپيش او مردي بنام شعيب بن صالح است که با لشکريان سفياني مي جنگد و آنها را شکست ميدهد.
الملاحم و الفتن باب۹۷ ص۵۲
و شايد منظور از فقدان چيني شهادت اين جناب بعد از چند ماه جنگ و قبل از ظهور حضرت باشد زيرا که در روايات اهل بيت داريم برخلاف سيد يماني و سيد حسني که تا ظهور زنده هستند و هنگام ظهور با حضرت بيعت ميکنند اما خود سيد خرساني و عده اي از يارانش در جنگ با سفياني به شهادت ميرسند و يارانش با حضرت بيعت ميکنند و پرچم را به حضرت تقديم ميکنند و سيد خراساني رجعت ميکنند (رسول الله صلوات الله عليه و آله : ... در اين هنگام، سفياني خروج مي کند و آنان (سيد خرساني و يارانش) با او درگير و همگي (اکثرا آنان) کشته مي شوند. امّا هم آنان و هم کشندگانشان (سپاهيان سفياني) با دعاي صاحب شما به دنيا باز مي گردند (رجعت ) و ايشان از آنان انتقام مي گيرند و تا پايان دنيا در حکومت او زندگي مي کنند منتخب کفاية المهتدي، ص 4 - 3، ح 2. وروايت ديگر ار حضرت : ... زيرا آنها (سيد خراساني و يارانش) پرچمهاي هدايتي اند که به دست مردي از خاندانم (حضرت مهدي عج) سپرده مي شوند که زمين را از قسط و عدل سرشار خواهد کرد، چنان که از جور و ظلم لبريز شده است. دلائل الإمامة، ص 446، ح 420) اما شايد فقدان مرد چيني منظور ديگري داشته باشد والله اعلم
اميرالمومنين علي عليه السلام :
... ثم يقوم منا قائم بجيلان، يعينه المشرقي في دفع شيعة عثمان
قيام کننده اي از ما در گيلان (سيد حسني)به پا مي خيزد و مشرقي (سيد خراساني) او را، براي دورکردن پيروان عثمان (سفياني)، ياري مي کند
إلزام‏ الناصب، ج 2، ص 133
در اين روايت نيز مشرقي و حسني و سفياني در کنار هم ذکر شده است .
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِمَا السَّلَام
امام صادق ع ... از امير المومنين خطاب به امام حسين عليهم السلام :
َ إِذَا قَامَ الْقَائِمُ بِخُرَاسَانَوَ غَلَبَ عَلَى أَرْضِ كُوفَانَ وَ الْمُلْتَانِ وَ جَازَ جَزِيرَةَ بَنِي
كَاوَانَ وَ قَامَ مِنَّا قَائِمٌ بِجِيلَانَ وَ أَجَابَتْهُ الْآبُرُ وَ الدَّيْلَم‏ ..... ُ ثُمَّ يَقُومُ الْقَائِمُ الْمَأْمُولُ وَ الْإِمَامُ الْمَجْهُولُ لَهُ الشَّرَفُ وَ الْفَضْلُ وَ هُوَ مِنْ وُلْدِكَ يَا حُسَيْنُ
هنگامي که قائم خراسان (سيد خراساني)قيام کرد و غلبه کرد بر کوفان و ملتان و ... و هنگامي که قائم گيلان (سيد حسني) قيام کرد و ... سپس قائم ما اهل بيت قيام ميکند امامي که آرزويش ميکنند ...و او از فرزندان توست يا حسين
بحارالأنوار 52 235 باب 25- علامات ظهوره از [الغيبة للنعماني‏] عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْعَلَاءِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِمَا السَّلَام
اين روايت بسيار قوي و صحيح از غيبت نعماني سند روايات فوق است
وقتي اين دو روايت زير از امام باقر عليه السلام را کنار هم مي گذاريم مي فهميم که قسمتي از روايت اولي را احتمالا يهودي ها حذف و تحريف کرده اند ! آنها عادت به تحريف آيات و روايات و انجيل و تورات و ... را داشته و دارند !
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ أَخِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَبِيِّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ يَحْيَى بْنِ سَامٍ عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْكَابُلِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ :
امام باقر عليه السلام :
كَأَنِّي بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ يَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا يُعْطَوْنَهُ ثُمَّ يَطْلُبُونَهُ فَلَا يُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِكَ وَضَعُوا سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلَا يَقْبَلُونَهُ حَتَّى يَقُومُوا وَ لَا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُمْ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّي لَوْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ لَاسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْر
الغيبة للنعماني 273 باب 14 ما جاء في العلامات التي تكون قبل قيام القائم ع و يدل على أن ظهوره يكون بعدها كما قالت الأئمة ع‏
امام باقر عليه السلام :
کانّي بقوم قد خرجوا من اقصي بلاد المشرق من بلدة يقال لها شيلا يطلبون حقّهم من اهل الصين فلايعطون ثم يطلبونه فلا يعطون فاذا رأوا ذلک وضعوا سيوفهم علي عواتقهم فقاتلوهم فرضوا باعطاء ما سئلوه فلم بقبلو و قتلوا منهم خلقاً کثيراً ثم يسخرون بلاد الترک و الهند کلها و يتوجّهون الي خراسان و يطلبونها من اهلها فلا يعطون فيأخذونها قهراً و يريدون ان لا يدفعون الملک الا الي صاحبکم فاذا خرج السفياني فجاهدوه و قتلوا جميعاً و رجعوا الي الدنيا بدعاء صاحبکم مع الذين قتلوهم وانتقموا منهم و تعيشوا في سلطانه الي آخر الدنيا
گويا مي بينم که از دورترين سرزمينهاي مشرق از شهري که به آن شيلا گفته مي شود، قومي خروج مي کنند و حقّ خود را از اهل چين مي خواهند، امّا به آنان داده نمي شود؛ دگر باره آن را طلب مي کنند ... و به سوي خراسان مي آيند و ... چيزي جز دادن حکومت به صاحب شما (امام مهدي عليه السلام) نمي خواهند.
منتخب کفاية المهتدي، ص 4 - 3، ح 2.
إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب -ج ٢
تا اينجا با توجه به اين همه روايات که يکي پس از ديگري يکديگر را تاييد ميکنند ، مشرقي را همان چيني (سيد بني هاشمي عرب قيام کنند از چين ) مي بينيم .
اميرالمومنين عليه السلام نيز فرموده اند :
فاذا قام القائم بخراسان الذي أتي من الصين و الملتان وجه السفياني الجنود اليه، فلم يغلبوا عليه، ثم يقوم منا قائم بجيلان، يعينه المشرقي في دفع شيعة عثمان و يجيبه الآبر و الديلم ...
پس هنگامي که قائم خراسان (سيد خراساني) کسي که از چين و ملتان آمده است قيام کرد سفياني لشکرهايش را به سوي او مي فرستد ...
اين روايت هم آشکارا مشخص ميکند مشرقي = خرساني ( قام القائم بخراسان الذي أتي من الصين ) همان سيد خراساني است که از چين مي آيد و با قائم گيلان (سيد حسني ) به هم کمک ميکنند براي دفع سفياني

إلزام الناصب، ج 2، ص 133
در اين روايت آخر دگر کاملا مشخص شد مشرقي و چيني و خرساني يک نفر هستند و اين روايت را در کنار روايت غيبت نعماني (إِذَا قَامَ الْقَائِمُ بِخُرَاسَانَوَ غَلَبَ عَلَى أَرْضِ كُوفَانَ وَ الْمُلْتَانِ وَ جَازَ جَزِيرَةَ بَنِي
كَاوَانَ وَ قَامَ مِنَّا قَائِمٌ بِجِيلَانَ وَ أَجَابَتْهُ الْآبُرُ وَ الدَّيْلَم‏ ..... ُ ثُمَّ يَقُومُ الْقَائِمُ الْمَأْمُولُ وَ الْإِمَامُ الْمَجْهُولُ لَهُ الشَّرَفُ وَ الْفَضْلُ وَ هُوَ مِنْ وُلْدِكَ يَا حُسَيْنُ ) ببينيد تا متوجه جنايات صهونيسيت هاي پليد و اعوانشان انگليس و آمريکا شويد والسلام
شايد برخي سند ها قوي نباشند اما اولا احاديث اهل بيت را طبق کلام خودشان نميتوان رد کرد و در صورت متوجه نشدن ما بايد به خود اهل بيت برگردانيم (در اين زمان غيبت يعني به روايات ديگر از اهل بيت ) باز هم اگر نفهميديم بايد توقف کنيم تا اينکه بالاخره برايمان روشن شود که در اين مقاله روشن شد نه اينکه رد کنيم نستجير بالله ... ثانيا وقتي اين روايات را کنار هم ميگذاريم و ميبينيم که همه در يک راستا هستند و هيچ گونه تضاد و تناقضي بين آنها نيست مي فهميم اين رواياتي که شايد برخي از آنها سندش ضعيف تر باشد کاملا درست و صحيح هستند حالا برخي از روات (اسناد) يا برخي از کتب هميشه ضعيف تر و برخي قوي تر مي باشند اما در اين موضوع نه تنها تضادي بين روايات ضعيف تر و قوي تر نيست بلکه کاملا همخواني دارند و يکديگر را کامل و اثبات و تاييد ميکنند و يک روايت حتي ضعيف هم نداريم که ضد اين مطلب مورد نظر باشد .
بسيار شگفت آور است و بسيار خنده دار است که رواياتي که در مورد فارس و اهل قم و ... ذکر شده است را که هيچ کدام مربوط به قيام سيد خراساني نيست منطبق ميدانند با سيد خراساني !!! اما اين روايات کاملا روشن را خير !؟ اين چيزي جز ضلالت و گمراهي و عناد يا جهالت نيست پناه بر خدا ... سيد خراساني نه سني است نه يارانش سني هستند نه از سين کيانگ است بلکه مثل سيد يمني از يمن و سيد حسني از گيلان که تا به امروز ناشناس و نا شناخته اند و در پناه خدا هستند ايشان نيز به همينگونه مي باشد و با تقيه ي خويش و يارانش از دشمنان و چيني ها و آمريکايي ها و صهيونيسم ها و ... در بين مردمانش در منطقه اي از چين منتظر هستند تا قيام سفياني در روز جمعه ، ماه رجب ، سال ظهور طبق روايات
و اما اينکه در آن روايات از اهل فارس و قم و طالقان و خلاصه ايران و ... تعريف شده است کاملا درست است و طبق ديگر روايات ايران مملکت امام زمان است و شيعه خانه حضرت است و اکثر ياران ايشان از هموطنان ما ميباشند الحمد لله و همين ايرانيها زمينه سازان ظهور هستند و اصل کار و زمينه سازي از مسجد جمکران شروع شد به دستور خود حضرت و ... خيلي مطالب و روايات ديگر در ضمن زمينه سازي سيد يماني و سيد خراساني و سيد حسني بعد از قيام سفياني در رجب سال ظهور شروع ميشود اما زمينه سازي ما ايراني ها حدود 50 سال است شروع شده و امروز به اوج خودش نزديک شده والسلام .اما اگر کسي بخواهند از اين قسمت روايت استفاده کنند که ابوبکر گفت کاش درباره خلافت بعد از رسول خدا می پرسیدم عمر گفت رسول خدا حالش بداست هذیان میگوید کتاب خدا ما را بس است نام شیعه در قرآن 12 بار آمده ولی نام فرقه های باطل شما یک بار هم در قرآن نیامده است
والسلام علي من اتبع الهدي

سلام و خدا قوت خدمت شما برادران بزرگوارم
اما پيرامون اين شبهه که مطرح فرموديد سوالي دارم و آنکه شما در پاسخ آن شخص که گفته بود اين روايت را سانسور کرديد و همه را نگفتيد که ابوبکر در لحظات پاياني عمرش اين را هم گفته بود کاش از پيامبر (ص) مي پرسيدم که چه کسي وصي او باشد ! فرموده بوديد اين مشکل شماست و ما از کتب خودتان برايتان استدلال کرديم و ... ميخواهم بدانم اگرچه براي اثبات وحشي گري اينها ادله مستند بسياري وجود دارد ، اما از ديد ما شيعيان اين روايت چه ايرادي براي پذيرش دارد ؟ يعني آيا ما راويان آن را آنطور که اهل سنت موثق ميدانند موثق نميدانيم ؟ يا دلايلي ديگر براي رد اين حديث داريم ؟؟؟
بسيار از پاسخ هاي شفاف ، دقيق و منطقي شما در همه زمينه ها متشکرم ...
جواب نظر:

با سلام

دوست گرامي

  از روش ها و آداب احتجاج آن است که هنگام بحث از مباحث مورد قبول طرف مقابل استفاده شود همچنانکه ابن حزم در اين خصوص مي گويد: لا معنى لاحتجاجنا عليهم برواياتنا ، فهم لا يصدّقونها ، ولا معنى لاحتجاجهم علينا برواياتهم فنحن لا نصدّقها ، وإنّما يجب أن يحتجّ الخصوم بعضهم على بعض بما يصدقّه الذي تقام عليه الحجّة به .معنا ندارد كه ما عليه شيعيان به روايات خودمان استدلال كنيم ؛ در حالي كه آنها قبول ندارند و نيز معنا ندارد كه آن‌ها به روايات خودشان عليه ما استناد كنند ؛ در حالي كه ما آن روايات را قبول نداريم . از اين رو لازم است كه در برابر خصم به چيزي استناد شود كه او قبول دارد و براي او حجت است .الفصل في الأهواء والملل والنحل ، ج4 ، ص159.
و اين روايت درباره اعتراف ابوبکر به هجوم  از کتب خود آنها است و ما با اين روايت خواستيم از کتاب انها ثابت کنيم که ابوبکر اعتراف به هجوم به خانه حضرت زهرا عليها السلام کرده است و الا هجوم به خانه حضرت توسط ابوبکر و عمر در نزد شيعه از قطعيات بوده و شکي در آن نيست لذا ما از قاعده الزام استفاده کرديم

1202 شیطان فرصت طلبی 1202 ابوبکر عمر عثمان 1202 بسیار فرصت طلب و قاصب بوده اند آمریکای نامرد و جنایتکار روباهی فریبکار بیش نیست هنوز نه به داره نه به باره دوباره به قطنامه نوشتن را شروع کرد حتی نگذاشت مهر قطعنامه قبلی بخورد بعد از این غلط ها ایراد کند آمریکا گفت هیچ مسئول خارجی حق ورد به ایران را ندارد

ورود به ایران هیچ ضمانت اجرایی ندارد، گفت: اگر من به جای مسئولان و دولتمردان بودمکردم. سردار محمدحسین نجات این قانون رااندیشی نمکنند این اندازه نسبت به دشمن سادهکه از سوی مجلس و کنگره آمریکا تصویب شده، تحریم جدیدی علیه کشورمان دانست و های اقتصادی و گردشگران به ایران را محدوداظهار داشت: این قانون ورود تجار، شرکتکند. برخی افراد در هفته اخیر برای شــرکت در جلسات مختلف به ایران دعوت شدهشان زیر سؤال نرود به ایران نیامدند.بودند اما به خاطر اینکه پاسپورتوی همچنین با اشاره به نامه مشروط رهبر معظم انقلاب در تایید برجام تصریح کرد:
مقام معظم رهبری در فرمان خود به صراحت اعلام کردند که هر تحریم جدیدی که آمریکایعلیه ما وضع کنند، نقض برجام اســت و این در متن برجام نیز آورده شــده است. آقایانروانچی و تمامی کارشناسان پیش از این اعلام کرده بودند که آمریکا با اینعراقچی و تخت مصوبه برجام را نقض کرده است. مسئولان کشور ما باید مقداری به دشمن بدبین باشند

 

 



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:







+ نوشته شده در شنبه 26 دی 1398برچسب:,ساعت 11:3 توسط امیر علی عرفانیان |




الله 18 سلطان 18 جانشین 18 مکتب18 جانشین 18 بدین 18 الله 18+64 دین = 82 امام 82 مهدی 82
جانشین حضر ت محمد ابن عبدالله 110 علی 110 جانشین اصلی آخرین پیامبر الهی 110 خلیفه اول امام واقعی
امشب شب قدرمی باشد23مهدی23رهبر23 طبیب23 الگوی 23جهان اسلام 23جانشینه 23 اصلی23ناب الله23 آئین23ملائک
سنگ کیسه صفرا اگه می خوای نمیری نخور نمکو روغنو شیرینی
قی کردن بهترین دوای جسم میباشد قی کردن از تجمع سنگ در کیسه صفراء جلو گیری می کند وقتی کیسه صفرا پر ش
به ابجد53 صلوات برمحمد53 احمد 53 علی26+27 فاطمه = 53 آل طاها آل یاسین53امام جانشین پیامبر53
شهید 319 اسلام واقعی 319 شهید 319 دین ناب محمد علی 319راه الهی الله 319 شهید 319 فلسفه دین 3319
سردار سلیمانی آیا وقت آن نرسیده تا جنایتکاران را سر جایشان بنشانیم
نام تو اسم اعظم پروردگار است منتخب رسول ابن عم نبی عم یتساءلون عن نباء العظیم الذی هم فیه مختلفون ثم
دین الله اصل اسلام 59 مهدی 59 دین واقعی اسلام 59 دین الله شیعه59 شیعه اصل اسلامه59دین واقعی اسلام59
چرا هفت حرف در سوره ی حــمــد نیست؟ «ث ، ج ، خ ،ز ، ش ، ظ ،ف»
ظالم عالم مقصر عالم کیست بدبخت عالم کیست مذهب عالم کیست 740اندیشه شیطان740مقصرعمر740
مذهب الله محمد53فاطمه علی53سعادتمند ترین 53اهل بیت پیامبر53احمددین نمونه الله 53 53دین کامل الله 53
چرا هفت حرف در سوره ی حــمــد نیست؟«ث ،ج ،خ ،ز،ش،ظ،ف» قدرت علمی امام مهدی میتواند عرش رابه لرزه درآو
رهبر آسمانی الله 59مهدی 59آخرین امام دین اسلام59 دین الله 34+25 اصل اسلام=59 مهدی59دین واقعی اسلام59
دین۶۴ الله محمدعلی۶۴جانشین محمدعلی۶۴دین۶۴الله محمدعلی۶۴تنها برگزیده دین۶۴نماینده غدیری۶۴ اصحاب یمین
بیماری های سگ مهمترین بیماری سگ میرینه تو خونه بوگندشم میمونه
فرمانده دلاور دین اسلامی 110 علی 110 دین الهی 110ریاضی در قرآن فضائل امام علی از نظر دشمنان امام علی
کشته شدگان بت پرست که به دست با کفایت مولاء علی در جنگها بدر احد خندق تبوک و فتح مکه
کشته شد زهرای اطهر زان سبب گفته در قرآن تمام آیه ها حق با علیست